بلكه همه حقّ اللّه است ، مگر قذف كه اختلافى است . « 1 »
فقيهانى كه تصريح كردهاند تعزير يا تأديب شامل حبس مىشود
1 . شيخ طوسى : اگر انسان كارى كند كه مستحقّ تعزير شود ، مثل اينكه زن نامحرمى را ببوسد يا كارى غير از دخول با او انجام دهد يا با پسر بچهاى تفخيذ كند از نظر اهل سنّت ، و گرنه تفخيذ پسر بچه از نظر شيعه لواط است ، يا انسانى را بىجهت بزند يا دشنام دهد ، امام حق دارد او را تأديب كند . او را توبيخ و سرزنش يا زندانى مىكند هرطور كه صلاح بداند . . . . « 2 »
2 . همو : هركس بدهكارى دارد كه وقت آن رسيده و مالى دارد كه آن را پنهان مىكند و مال ديگرى جز آن ندارد ، حاكم او را مجبور مىكند بدهى خود را بپردازد . اگر انجام نداد از باب تعزير زندانىاش مىكند . « 3 »
3 . علّامه حلّى : حكم كسى كه با هشت زن ، اسلام آورده است : بايد چهار زن را انتخاب كند و گرنه حاكم او را از باب تعزير در ترك واجب زندانى مىكند . « 4 »
4 . همو : در اوّلين جلسه به امر زندانيان مىپردازد و هر كس را كه مظلوم است يا به جهت تعزير زندانى شده است ، آزاد مىكند . « 5 »
5 . همو : در هر جنايتى كه « حد » ندارد ، تعزير واجب است . . . و تعزير با زدن و زندانى كردن و توبيخ تحقق مىيابد ؛ بدون بريدن و مجروح كردن و گرفتن مال . « 6 »
6 . مجلسى اوّل : و اين - يعنى زندان - نيز يكى از اقسام تعزير است . « 7 »
7 . شيخ محمد حسن نجفى ( در مسألهء كسى كه موى سر زنى را از بين برده باشد ) :
شايد حبس و ضرب بدين گونه كه در اينجا هست حمل بر يك نوع تعزير شود و تعزير به نظر حاكم ، وابسته است . « 8 »
هامش
( 1 ) . قواعد و فوائد ، ج 2 ، ص 142 ، قاعدهء 204 .
( 2 ) . مبسوط ، ج 8 ، ص 66 و مانند آن در : ابن برّاج ، مهذّب ، ج 2 ، ص 596 .
( 3 ) . مبسوط ، ج 4 ، ص 232 .
( 4 ) . تذكرة الفقهاء ، ج 2 ، ص 656 .
( 5 ) . قواعد الاحكام ، ج 2 ، ص 204 ؛ نك : تحرير الاحكام ، ج 2 ، ص 182 .
( 6 ) . تحرير الاحكام ؛ ج 2 ، ص 239 و مانند آن در : ج 2 ، ص 227 .
( 7 ) . روضة المتقين ، ج 6 ، ص 163 .
( 8 ) . جواهر الكلام ، ج 42 ، ص 174 .