بسته به نسبت تركيبى مواد و اندازه برابرى نيروها با يكديگر است . پس حرارت چيزى كه در درجه چهارم است مانند آتش خالص مىباشد و باقى را بر آن قياس كن بنابراين داروئى كه در درجه چهارم گرم است چه اندازه خوراك آن زياد باشد و چه كم همان است زيرا يك قطعه آتش ، آتش است چه مانند يك شراره كوچك باشد يا بزرگ و هواى گرم ، گرم است چه كم باشد و چه زياد و باقى نيز چنينند . پس داروئى كه در درجه چهارم گرمى است در همان درجه است چه در كسى كه آن را مىخورد به علت اندازه قابليت و استعداد خود او اثر بگذارد يا نگذارد و مثلا كسى پادزهر خورده و سم در او اثر نكرده اين موضوع سم را از سميت نينداخته و يا اگر كسى يك ذره سم خورده باشد ، سم را از سميت خارج نمىكند ، هرچند كه در خورنده اثر نكرده باشد يا تغيير كمى داده و يا او را بيمار كرده باشد .
بنابراين درجه دارو از تركيب اجزاء و اندازه مواد و چگونگى آنها حاصل مىگردد چه كم باشد چه زياد و در كسى اثر بكند يا نكند و اين تركيب غيبى در تركيب ظاهرى وجود دارد كه آثارش در آن تركيب ظاهرى به علت عدم صلاحيت و صفا ديده و احساس نمىشود اما همينكه وارد بدن شد و در معده حل گرديد و نرم و رقيق شد و با انحلال لطافت پيدا كرد آثار طبيعتهاى غيبى در آن نمودار مىگردد و بدن را گرم ، سرد ، مرطوب و يا خشك مىكند و از آن جهت چنين است كه تركيب ظاهرى ، آينه و جلوهگاه تركيب باطنى است كه اگر اين آئينه ناپاك باشد آثار غيبى باطنى پديد نمىگردد و ليكن اگر لطيف و رقيق و منحل و پاك شد آثارى از او پيدا مىشود كه غلظت دارد و به دليل اين غلظت با حواس پنجگانه حس مىشود و در اين حال حرارت ، برودت رطوبت و يبوست را با پساوائى ظاهرى مىتوان دريافت و اين مثل شبح تو
دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 51
مساهمون: محمد كريمخان الكرماني
ص٥١