و حال آنكه سيال مىباشد و فلفل را گرم مىگويند درصورتىكه ظاهرش سرد است و كافور را اگر گرم كنيم سرد است اما ظاهرش گرم است و همچنين رنگ محسوس آتش سرخى است هوا زرد و آب بيرنگ و خاك تيره است اما چهبسا كه رنگ چيزها متفاوت از مزاج آنها است مثلا فلفل كه گرم است سياهى خاكى دارد و نمك كه گرم است سفيديش رنگ آب است ريوند گرم و خشك است اما رنگش زرد مىباشد و ساير چيزها را بر اينها قياس كن . پس بدان كه داروها داراى عرضهائى ظاهر و محسوسند و نيز نباتيت غيبى دارند يعنى ظاهر آنها از همين عنصرهاى ظاهرى ليكن از رطوبت و يبوستى كه بخار و دخان هستند مىباشند ، و اين بخار و دخانند كه منفعل و تأثيرپذير از حرارت و برودت مىباشند اما در وجود خود ممزوج با آنها نمىباشند . و از تأثير اين دو است كه آن دو پس از تلطيف و تكثيف بجاى نهائى خود رسيدهاند و اين مطلب را در دو كتاب خود مرآت الحكمة و حقايق الطب مورد تحقيق قرار دادهايم . اما باطن داروها از عنصرهاى غيبى است كه در غيب عنصرهاى ظاهرى مىباشند و همه عنصرهاى غيبى در هريك از عنصرهاى ظاهرى جمع هستند پس هريك از اينها خود مركب از رطوبت و يبوست يعنى بخار و دخان مىباشند كه مدبر آنها دست فاعل كه گرم و يا سرد است مىباشد پس اين داروها كه مركب از آن عنصرها مىباشند خود داراى درجاتى از جهت اندازههاى آن مواد هستند كه به چهار مىرسد و اين از آن جهت است كه آتش خود داراى چهار درجه يعنى آتش خالص ، آتش در درجه هوا ، آتش در درجه آب و آتش در درجه خاك است و همچنين هوا داراى چهار درجه است يعنى هواى در درجه آتش ، هواى خالص ، هواى در درجه آب و هواى در درجه خاك و همچنين آب و خاك درجاتى دارند و دليل اين وضع اين است
دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: محمد كريمخان الكرماني
ص٤٩