تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
در هوا است كه به علت لطافتى كه دارد نمىتوان آن را ديد اما همين‌كه در آئينه اى غليظ افتاد همانطور كه ديده‌اى سرخ و سفيد يا سياه ديده مىشود . همينطور حرارت آتش طبيعى در عالم خودش با وسيله لمس ظاهرى حس نمىشود كما اينكه با دست زدن بفلفل حرارت آن را درك نمىكنى اما آتش ظاهرى نسبت بما بقى اشياء جسمش لطيف و نرم و نسبت به آتش طبيعى غليظ است و براى پيدا شدن آتش طبيعى صلاحيت يافته و در اين حال با لمس مىتوان آن را درك كرد ، ساير عناصر نيز همينطورند و فلفل نيز چنين است و تا وقتى كه در خارج بدن است به علت غلظتى كه دارد صالح براى نشان دادن آتش طبيعى موجود در خودش نيست ، و با دست زدن نمىتوان آتش را حس كرد اما همين‌كه به بدن وارد شد و طبيعت در آن عمل و آن را حل كرد و جسمش نرم شد براى نشان دادن آتش غيبى ، صلاحيت مىيابد و گرم مىشود . اينها را كه برايت گفتم بفهم و اين چيزها را در هيچ كتابى نخواهى خواند و از كسى نخواهى شنيد و اگر انصاف بدهى مىتوانى حقيقت را در اين باب دريابى . اما مسائل خاص مربوط بداروها را در كتابهاى ديگرمان مانند حقايق الطب و مرآت الحكمة گفته‌ايم اگر خواستى به آنها مراجعه كن و در اينجا هم استطرادا « 1 » آن را بيان كرديم اما اين كتاب در پزشكى عملى است .
هامش
( 1 ) استطراد در لغت بمعنى فرار ظاهرى و برگشت ناگهانى براى حمله بدشمن است و در اصطلاح علم بديع بدان معنى است كه شاعر يا نويسنده از روالى كه در بيان مطلب داشته برگشته و بتوضيح موضوعى ديگر بپردازد و دوباره بموضوع اصلى برگردد . مترجم
دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 52 | محمد كريمخان الكرماني / ابراهيمى