كه در فضاهاى بدن اثر بگذارد معتدل و اگر در روح مجاور مجارى مؤثر باشد در درجه اول و اگر در روح و اخلاط تأثير كند در درجه دوم و اگر در اين دو و رطوبات بعدى اثر كند در درجه سوم مىباشد و اگر در اندامها نيز اثر بگذارد در درجه چهارم است » اين تقسيم نيز بىنتيجه است چه هر چيزى كه در مرتبهاى پايينتر است اگر بيش از اندازه به كار رود در رتبه بالاترى تأثير مىگذارد و اگر كمتر استعمال شود از درجه خودش پائين مىآيد پس اين توضيح نيز اعتبارى ندارد و تحقيق جامعى نيست و من كسى را نيافتهام كه راز اصلى درجهبندى داروها و غذاها را دانسته باشد زيرا مبيّن مزاج داروها پيامبران و اوصياء ايشانند عليهم السلام و بنابراين كسى كه راز درجهبندى را نداند نمىتواند در اين باره چيزى بگويد و اگر اختلافى از اين جهت باشد از باب اختلاف در روايات است .
شاهد ديگر من اين است كه پزشكان عادى از استنباط مزاج داروى تازه اى كه از گذشتگان بر آن نصى نيست ، ناتوانند و چهبسا كه در تشخيص سرد و گرم و تر و خشك آن نيز در مىمانند تا چه رسد باينكه بدانند براى چه اندامى مفيد و نيرويش تا چه اندازه است پس مردم عادى از فهم اين مطلب ناتوان مىباشند و ما ان شاء الله معنى آنچه را كه خبرآورندگان از درجات داروها اراده كردهاند براى تو مىگوئيم .
بدانكه اصل نبات آنطور كه پنداشتهاند مركب از ظواهر عناصر چهارگانه نيست بلكه از عنصرهاى طبيعى است و عنصرهاى طبيعى در غيب اين عناصرند و با حواس پنجگانه قابل درك و لمس نيستند و عناصر چهارگانه در حقيقت اعراض عناصر غيبى هستند كه گاه زايل مىشوند بنابراين آتش ظاهرى هميشه همراه آتش طبيعى « 1 » نيست بلكه عرضى است كه در عالم اعراض بر آن وارد
هامش
( 1 ) مترجم بر آن است كه منظور از آتش غيبى يا نار طبيعى همان انرژى -