حفظ شكل و ظاهر آن است . و اين نه بدان جهت است كه اسلام از شكل ظاهرى و معناى باطنى تشكيل شده و كسى كه يكى از اين دو را ترك كند اسلام را ترك كرده است كه گرچه اين مطلب درستى است و كسى در آن شكى ندارد ، بلكه بدين علت است كه مراقبت از ظواهر و حفظ آن موجب پيروى بيشتر مردم از دين مىشود - زيرا معانى دين امورى باطنى است كه معمولا براى مردم آشكار نمىگردد تا از آن پيروى نمايند . تنها چيزى كه مردم مىبينند شكل ظاهرى معانى دين است . و علت اينكه سفارش بيشترى به روح و معانى دين مىنماييم اين است كه نزد شارع روح و معانى مهمتر از شكل و ظاهر آن است .
بنابراين به همان مقدار كه به شكل و ظاهر اهميت مىدهيم بايد به روح و معنا نيز اهميت دهيم . بايد در ظاهر كار بيشتر به شكل و ظاهر آن توجه داشته و در باطن به روح و معنى .
[ مناجات با خداوند ]
سرور ما اسوهء اهل علم و عمل ، طاووس اهل مراقبت و آموزگار آنان و مروج اين علم و عمل كنندهء به آن ، در كتاب اقبال ، اصول مراقبات اعمال را به بهترين شكل نوشته است كه در نوع خود بىنظير مىباشد . از اين كتاب بر مىآيد كه او در تأليف آن نيز چون ساير طاعات نيتى جز بدست آوردن رضايت الهى نداشته است . در آخر كتاب خود دعا و مناجاتى دارد كه در آن مىگويد : خدايا ! بخاطر دستور تو اين كار