و زندگى ، قدرت ، و همه هستى و دارائيشان را من به آنان عنايت كردهام . و هر چه وجود دارد ، همگى دارايى من و وجود موجودات به ارادهء من بستگى داشته و من قيم آنها هستم ، تمام خيرات بدست من بوده و كسى جز من نمىتواند ضررى بزند يا نفعى برساند . آيا بعد از ايمان ، كافر شده و بعد از يقين و كشف واقع ، شك كردى ! » .
آه ! آه ! افسوس ! چه رسواييى ! چه بايد بكنم ؟ و چگونه اين سرزنش را جواب دهم ؟ آيا در مقام چارهجويى برآيم ؟ بهتر است از پروردگار بخواهم تا مرا به آنچه كه بيشتر مورد رضايت اوست راهنمايى نمايد . آنگاه بگويم : « بسم اللّه الرحمن الرحيم سرور من ! خداى من ! بندهاى بودم كه با عنايت خود مرا از نيستى ، به وجود آورده و با بخششهاى خود بزرگ داشته و نعمتهاى فراوان را كه غير قابل شمارش هستند به من ارزانى داشتى . مولاى من ! تويى كه ما را از نعمتها و احسانهاى خود بهرهمند ساختى . بخشش نموده ، و منت دارى . تويى كه نعمتهاى خود را كامل نموده ، روزى داده و عطا نمودى . تويى كه بىنياز نموده و دارايى دادى . تويى كه پناه داده و كارها را اصلاح كردى . تويى كه راهنمايى نمودى و ما را از خطا بازداشتى .
تويى كه عيبها را پوشاندى . تويى كه آمرزيدى و گناهان را بخشيدى .
تويى كه تسلط و غلبه دادى . تويى كه عزيز ساختى . تويى كه يارى و مساعدت نمودى . تويى كه راهنمايى نموده و يارى دادى . تويى كه شفا و عافيت دادى . تويى كه بزرگ داشتى و هميشه منزه ، پاك و
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 546
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٥٤٦