مىنمايد .
پس به اين نتيجه مىرسيم كه عاقل بايد تمام توان خود را ، بخصوص براى رسيدن به اخلاص ، به كار گرفته و در اين مورد از توانايى خود مأيوس بوده و اميدوار به فضل و عنايت خدا باشد تا مورد رحمت او قرار گرفته و با قبول ، رضايت و خالص نمودن او ، او را گرامى بدارد . و در هر صورت ، خواه به تسليم رسيده باشد يا نه نبايد از مجاهدت و تلاش دست بردارد .
در تمام عوالم ماهيت هر چيزى اثرى داشته و شكل ظاهرى آن اثرى ديگر . هيچگاه شكل ظاهرى چيزى اثر خود آن را ندارد . و گاهى اثر شكل ظاهرى متضاد با اثر خود آن بوده و اثرى معكوس دارد .
بعنوان مثال : ادعاى مسلمانى ، شكل ظاهرى مسلمان بودن و باطن مسلمانى اعتقاد به اسلام بوده و اثر آن نجات از جهنم و ورود به بهشت است . اكنون اگر كسى بدون اعتقاد به اسلام بگويد : مسلمان هستم ، نه تنها وارد بهشت نمىشود بلكه براى هميشه در پايينترين طبقات جهنم جاى خواهد گرفت .
تمام امور دنيا و آخرت همينگونه است . به همين جهت ، كسى فقط شكل ظاهرى فرمانبردارى فرزندان يا خدمتكاران را نمىخواهد و اگر با او اين گونه رفتار كنند ، اين رفتار را مسخره كردن خود دانسته و بخاطر نافرمانى آنان را تنبيه مىكند . مثلا اگر بخواهى تو را شخص بزرگى بدانند و او با زبان بگويد : تو بزرگترين بزرگان هستى ، ولى
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 535
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٥٣٥