از لوازم اين صفت اين است كه براى سلطان چاپلوسى نكرده و از كسى جز خدا نمىترسد ، از كسى بخاطر عطاى او تشكر نكرده و او را بخاطر محروم نمودن او سرزنش نمىكند ، از خداوند بخاطر عطاى او سپاسگزارى نموده و هنگامى كه خداوند او را محروم كند ، خود را سرزنش مىكند . و اگر بهمراه رسيدن به اين مطالب خود را محتاج نعمتهاى خداوند ديده و خود را بىنياز از آن نبيند ، به اضطرار مىرسد .
و اگر با رسيدن به اين امور عنايت ، قدرت و بخشش او را درك كند ، تسليم و توكل در او شكل مىگيرد .
ولى كسى كه اين صفات را نداشته ، تأثير را در اسباب و وسايل ببيند ، و براى بدست آوردن آنها بدون امر خدا ، تلاش كرده و حتى با دستورات او نيز مخالفت مىكند ، به وعدهها و ضمانتهاى خداوند در مورد رزق ، اجابت دعا و اين كه خداوند تمام امور متوكلين را سامان مىبخشد ، اطمينان نداشته و هنگام پرداخت مالى كه واجب يا مستحب است از فقر مىترسد ، مردم را بخاطر اين كه چيزى به او ندادهاند ، سرزنش كرده ، و براى ثروتمندان و سلاطين چاپلوسى مىكند ، هنگام كسب و كار از شبهات و حرام خوددارى نكرده ، در بدست آوردن مال حريص بوده و بر طبق دين كه ميانهروى در آن را مىخواهد ، عمل نمىكند ، در چنين شخصى كه از سعى و تلاش دست برداشته است ، تسليم امور به خداوند وجود نداشته و موفقيتى نخواهد داشت . و اگر ادعاى تسليم هم داشته باشد ، اين ادعا بيش از پيش توفيق را از او سلب
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 534
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٥٣٤