برخوردارى از كرم و خير را پيدا مىكند ، كه اين توقع اميد ناميده مىشود . و همين توقع اگر ضعيفتر باشد ، آرزو ناميده مىشود .
و كسى كه از قادرى انتظار عنايت داشته و توقع كرم او را داشته باشد ، مراقب او بوده ، در مقابل او تواضع كرده و چاپلوسى مىكند . و باندازهاى كه اميد افزون شده و كسى كه به او اميدوار شده بزرگتر باشد - بخصوص اگر اميدهاى او فراوان و غير قابل شمارش بوده و اميدوار براى وجود ، بقا ، سلامتى و تمام امور زندگيش به بعضى از چيزهايى كه اميد بسته نيازمند باشد - مراقبت ، تملق ، تواضع و تلاش براى بدست آوردن رضايت او و گريز از خشم او بيشتر مىشود . سرشت انسان چنين بوده و بندهء نعمتها مىباشد . همانگونه كه هميشه مردم در مقابل ثروتمندان و بخشندگانى كه به آنها اميدوار باشند ، اين گونه هستند .
علاوه بر اين ، به حكم ايمان و تجربه دريافتهاند كه دل اين آفريدهها فقط به دست خدا بوده و هرگونه كه بخواهد او را دگرگون مىكند .
خلاصه اگر انسان به قدرت ، كرم و عنايت شخصى يقين پيدا كند ، فطرتا براى او تواضع نموده و در حال اختيار از او نافرمانى نمىكند .
بنابراين مخالفت با خداى متعال بخاطر ضعف ايمان و فقدان يقين است .
بنابراين به اين نتيجه مىرسيم كه كسى كه با دستورات خدا مخالفت مىكند ، اميدوار نيست و كسى كه اميدوار نباشد ، اگر در چهار دعاى اول بگويد پناهى جز خدا نبوده و دارايى و خير منحصر در خدا بوده و
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 432
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٤٣٢