قلب و قصد كردن معانى آن است . بنابراين كسى كه از معنا و حتى لفظ آن غافل است چگونه خود را مشمول اين روايت مىداند كسى كه آن را خوانده ولى از آن غافل باشد . و از اين جهت كه ذكر خدا و دعا مىباشد ، نمىگويند : دعا خوانده و دعا كرده است بلكه مىگويند :
الفاظ دعا را تلفظ كرده است . دعا شكل و روحى دارد شكل آن عبارت است از الفاظ كه با زبان بوجود مىآيد و روح آن معانى آن است كه عملى قلبى است و بوسيلهء قلب بوجود مىآيد . بنابراين كسى كه قلبش غافل از دعا و الفاظى است كه تلفظ مىكند ، دعايش بىروح و مرده است .
اشكال
با اين سخنان شما ، كسى كه گناهكار بوده و بخصوص موقع خواندن از قصد معناى آن نيز غافل باشد ، خواندن اين دعاها براى او هيچ فايدهاى ندارد و گناه نكردن و توجه داشتن فقط در مؤمنين كامل وجود دارد بلكه اين دو امر مخصوص كسانى است كه به خدا نزديك شدهاند نه هر مؤمنى .
جواب
چنين نيست . و لازمه سخنان ما اين است كه آنچه در روايت آمده فقط حق كسى است كه آن را آن طور كه بايد ، بخواند ، و كسى كه از خدا