ديگران فاقد آن هستند ، راستگو نخواهد بود . دعاى پنجم تفاصيلى دارد كه كسى جز بندهاى كه به توحيد يقين داشته و كسى جز خدا را مؤثر ندانسته و او را براى نيازهاى خود كافى و او را از هر زشتى منزه بداند ، قادر نيست با راستگويى آن را بگويد ، و نيز كسانى كه خدا را از هر عيب ، ناتوانى و بخل و دروغى منزه بدانند و سخنان او در قرآن را قبول داشته باشند كه فرموده است : « كسى كه بر خدا توكل كند خدا براى او كافى خواهد بود . » « 1 » و « بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را . » « 2 » .
كسى كه به تمام اين موارد در خداوند يقين داشته باشد ، آيا ممكن است چيز ديگرى را در نياز و خواستههايش مؤثر بداند ؟ افراد موحد اين را چيزى جز شرك نمىدانند بلكه براى خداوند شريكى در اراده و حتى در وجود قائل نبوده و مىگويند : در عالم وجود مؤثرى جز خدا نيست .
با اين مقدمات براحتى مىتوان پاداشهايى را كه در روايت قبل براى اين دعاها بود ، باور كنى . و نيز مىفهمى كه پاداش به اندازهء ايمان به آن دعاها و بوجود آوردن مضامين آن است . و يقين پيدا مىكنى كه منظور از آن هر خواندنى نيست .
تمام اينها از جهت صدق در قصد معانى الفاظى بود كه مىگفت . و اين دعاها جهت ديگرى نيز دارد كه عبارت از خواندن آن با حضور
هامش
( 1 ) طلاق . آيه 3 .
( 2 ) غافر . آيه 60 .