داراييم كم نمىشود . و چگونه مالى كه من سرپرست اويم كم مىشود ! چه بيچارهاند كسانى كه از رحمتم مأيوس هستند . چه بدبختند كسانى كه از دستوراتم سرپيچى كرده و مرا در نظر ندارند . » اى بيچاره ! وعدههاى اين حديث و استدلالها و عظمت آن را بنگر كه بزرگتر از آسمانهاى هفتگانه و عرش بزرگ خداست . از خود بپرس آيا مىتوانى قدرت ، حكومت ، و ملك او را كه در اين حديث آمده و اين كه سختيها بدست او ، كليد دردها در دست او و در او براى كسانى كه او را بخوانند باز است را انكار كنى ؟ آيا در اين باره در قرآن سخن نرفته و براى دعا كردن به درگاه او دعوت نشدهاى ؟ آيا به تو نفرموده است كه به كسانى كه به درگاه او دعا كنند نزديك بوده و كسانى كه او را صدا بزنند پاسخ مىدهد ؟ آيا كسى را ديدهاى كه در حوادث و كار مهمى به او اميد بسته ولى اميدش را نااميد كرده باشد ؟ مىپندارى كه در گذشته آرزوى بهبودى وضعيت در شرايط سخت را از خدا داشته ولى خدا تو را به آرزويت نرسانيده و اميد داشتى كه او نيازهايت را برآورد اما تورا نااميد كرده است . اگر چنين چيزى هم باشد بخاطر اين است كه آرزوى تو دروغين و اميد تو غير صادقانه بوده است .
اگر به او اميدوار بودى ، در پى رضايت او حركت كرده و از خشم او مىگريختى . زيرا اميد و آرزو دو عمل قلبى هستند كه از سه چيز سرچشمه مىگيرند ، آگاهى از توانايى ، آگاهى از كرم و آگاهى از عنايت . آنگاه كه اين سه در قلب بوجود آمدند انسان در دل توقع
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 431
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٤٣١