تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
از مشهورترين اماكن در درهء منا دومأزم است . فاصلهء ميان آنها پنجاه ذراع است و موضع ميل سوم ميان مسجد الحرام و عرفات در نزد آن قرار دارد . « 1 » ميان دومأزم منا بئر خالد بن عبد اللّه قسرى است كه آن را قسريّه گويند . قسريّه بركهء بزرگى است در حرم كه از آن چاه آب گيرد . ازرقى گويد : سليمان بن عبد الملك بن مروان به خالد بن عبد اللّه قسرى كه والى او در مدينه بود نوشت كه براى من آبى بيرون آور كه زلال و شيرين باشد تا با آب زمزم همسرى كند . خالد بن عبد اللّه اين بركه را احداث كرد و آن را بركة القسرى ناميد . آن را بركة البردى و بئر ميمون هم گويند . بركه امروز در دامنهء ثبير است . اين بركه همچنان ببود تا داود بن عبد اللّه بن عباس به هنگامى كه خلافت به بنى هاشم رسيده بود به مكه آمد . و آن بركه را ويران كرد و آب را به بركه‌اى كه بر در مسجد بود بازگردانيد . « 2 » فاكهى گويد كه اين بركه همچنان بر جاى بود تا آنگاه كه بشر ، خادم منصور دوانيقى در سال 256 به مكه آمد و بر روى آن گنبدى ساخت . اين گنبد در پهلوى بيت الشراب است . سنگهاى گرداگرد آن را بعدها مهدى در آنجا نصب كرد .

مزدلفه

نزد ميل هشتم مزدلفه است و آن همان مشعر الحرام است كه در قرآن كريم ذكر آن آمده است :
« فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ »
آن را جمع نيز گويند به سبب اجتماع مردم در آنجا براى جمع بين نمازهاى مغرب و عشا در آنجا . « 3 » پيش از اسلام همه عشايرى كه از اطراف راهى حج مىشدند ، در آنجا گرد مىآمدند . فاصلهء آن از منا يك ميل و نصف است و از عرفات چهار ميل و مسجد آن از مسجد منا دو ميل است . مزدلفه زمين پهناورى است ميان دو كوه و اطراف آن استخرهاى و سردابهاى آب است . همچنين مصلّى و سقايه و مناره و چند بركه . مزدلفه ميان مأزمين و محسّر است . چون از عرفات به قصد آن فرود آيى ، تو در مزدلفه هستى تا به قرن الاحمر ، پايين محسّر برسى . آنجا محل بيتوته حاجيان و محل جمع نمازهاست .
هامش
( 1 ) - ازرقى ، ج 2 ، ص 153 و ابن رسته ، ص 56 و يكرى ، ص 1173 . ( 2 ) - ازرقى ، ج 2 ، ص 85 ، 86 . ( 3 ) - ابن رسته ، ص 25 و ابن حوقل ، ج 1 ، ص 30 و بكرى ، ص 192 و ياقوت ، ج 2 ، ص 118 .
الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 507 | صالح أحمد العلي / عبد المحمد آيتى