عيسى را روى دامن دارد و از سعى بين اساف و نائله پيش از اسلام ، همچنين اخبار ذوقار را از ابن شبّه نقل كرده و اين موضوع را كه : نه دجّال وارد مدينه مىشود و نه طاعون به مدينه مىآيد . « 1 »
ابن ظهيره نيز روايت ابن شبّه را در باب وسعت دادن كعبه به دست عمر بن خطّاب نقل مىكند . « 2 »
عسقلانى هم از اين كتاب در كتاب « الاصابه » نقل كرده است .
از اقتباسهاى اندكى كه از اين كتاب شده و به دست ما رسيده قول فاسى تأييد مىشود كه ابن شبّه در باب اماكن مكه و وضع عمرانى آن ، تحقيق كرده است . شايد آنچه راجع به مكه نوشته ، به همان اسلوب نوشتههاى او از مدينه بوده است .
ولى به طور جزم نمىتوان به صحت آنچه افزونتر از ازرقى دارد ، تصديق كرد .
در هر حال كتاب ابن شبّه نتوانسته است مانند كتاب ازرقى مورد توجه قرار گيرد .
اخبار مكهء فاكهى
كتاب مهم ديگر در موضوع اماكن مكه ، كتابى است كه ابو عبد الله محمد بن اسحاق بن عباس مكى معروف به فاكهى تأليف كرده است . فاسى مىگويد كه فاكهى در سال 272 زنده بوده است . او در كتاب خود تاريخ مكه از ابن ابى عمر العدنى و بكر بن خلف و حسين بن حسن المروزى و جماعت ديگر روايت مىكند و در باب كتاب او گويد : « كتابى نيكو است ؛ زيرا فوايد بسيارى در بردارد . » او از كتاب ازرقى بىنياز است و كتاب ازرقى از او بىنياز نيست ؛ زيرا او مطالب جالبى آورده كه ازرقى از آنها غفلت ورزيده است . « 3 »
و نيز گويد كه نديدهام كسى در باب مكه تاريخى گردآورد مگر ازرقى و فاكهى . و گويد كه ازرقى و فاكهى را بر ديگران فضيلت سابقه است ؛ زيرا آنچه آنها نوشتهاند پايهاى است كه من اين كتاب را بر روى آن بنا مىكنم . در كتاب فاكهى ؛ يعنى محمد بن اسحاق بن عباس
هامش
( 1 ) - فتح البارى ، ج 2 ، ص 300 .
( 2 ) - العقد الثمين ، ج 1 ، ص 19 .
( 3 ) - العقد الثمين ، ج 1 ، ص 19 .