ديگر از اين گونه كتب : كتاب « قصة الكعبه » از ابو عبيده و كتاب « بناء الكعبه » از مداينى و « حفر زمزم » از اسحاق بن اسماعيل بن عيسى العطار و « حفر زمزم » از اسحاق بن بشر و نيز « فضل مكه على سائر البقاع » از ابو زيد البلخى و « فضل المدينه على مكه » از ابو بكر الابهرى .
كتابهايى بعد از قرن پنجم هجرى تأليف شدهاند كه در حيطهء بحث ما نيستند .
سمهودى از حكيم الترمذى در نوادر او نقل مىكند كه از زبير بن بكّار شنيده كه مىگفته :
بعضى از مردم مدينه دربارهء مدينه كتابى نوشتهاند و بعضى از مردم مكه درباره مكه كتابى نوشتهاند و هر يك بر ديگرى مفاخرت كرده و شهر خود را برتر دانسته است . البته نمونهء اين گونه كارها را دربارهء ديگر شهرها هم ديدهايم .
سخاوى كتابهاى اوليه را كه در باب مكه نوشته شده ، بر مىشمارد و نخست از كتابهاى ابو الوليد ازرقى و محمد بن اسحاق الفاكهى و عمر بن شبّه و زبير بن بكّار نام مىبرد و سپس كتابهايى را كه خلاصهء كتاب ازرقى است ، در قرن ششم و ما بعد آن نوشته شدهاند نام مىبرد . جز كتابهاى ازرقى و فاكهى همهء كتابهايى كه ابن نديم و سخاوى ياد مىكنند مفقود شدهاند . واقع اين است كه برخى از اين كتابها تأليف نامآوران مؤلفان تاريخ هستند و بسيارى از مؤلفان بعدى از آنها نقل كردهاند و اطلاعات جالبى از جوانب مختلف تاريخ اسلامى را ارائه دادهاند . لازم به ذكر است كه كتاب ازرقى مفصلترين كتب در موضوع تاريخ مكه است كه از واقدى و مداينى نقل كرده ، همانگونه كه از ديگران مطالبى نقل نموده است ولى آنچه از آنها نقل كرده چيزى نيست كه مربوط به مكانها و تطورات عمرانى مكه باشد .
در بعضى از كتابها عبارات و مطالبى از مؤلفانى كه درباره مكه تأليف كردهاند نقل شده ولى مؤلفان از كتابهاى آنها نام نبردهاند .
وكيع ، صورتى از نامهاى كسانى را كه در مكه به قضاوت نشستهاند از مداينى نقل مىكند و مىگويد كه مدائنى جز اينان ، كس ديگرى را ذكر نكرده . « 1 »
و نيز وكيع از مصعب الزبيرى رواياتى چند را از قضاة مكه نقل مىكند . فاكهى از واقدى اخبارى پيرامون محاصره كردن حصين بن نمير ، عبد الله بن زبير را نقل مىكند .
هامش
( 1 ) - اخبار القضاة ، ج 1 ، ص 267 .