تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
مشرف بر شعب ابن عامر و جبل آعرج . سپس ابو موسى بغا ، از موالى خليفه ، فرمان داد كه بر سر فلق مناره‌اى بسازند و ساختند . عبد الله بن مالك را مناره‌اى است مشرف بر قربانگاه و نيز دو مناره بر كوه تفّاحه . همچنين عبد الله ، مناره‌اى بر سر جبل الاحمر بنا كرد در موضعى كه آن را كبش گويند ؛ جايى است مرتفع . عبد الله بن مالك را نيز مناره‌اى است بر جبل خليفة بن عمر البكرى و با آن مناره‌اى است از آن بغا . و عبد الله را مناره‌اى است مشرف بر وادى مكه و بغا را مناره‌اى بر جبل المقبره و او را نيز مناره‌اى است بر جبل الحزوره و او را دو مناره است بر جبل عمر بن خطاب . و بر جبل الانصاب كه در پهلوى اجياد است هم مناره‌اى است و او را مناره‌اى است بر ثنيّه ام خرمان . و مناره‌اى مشرف بر خضرا و بئر ميمون . و بغا را مناره‌اى است در منا نزد مسجد الكبش . و بر اين مناره‌ها قومى به هنگام نماز اذان مىگفتند . و هر ماه راتبه‌اى داشتند . چون راتبه قطع شد اذان هم قطع شد و فقط بر مناره‌هايى اذان مىگفتند كه امروزه عبد العزيز بن عبد الله الهاشمى به مؤذنان آن شهريه مىپردازد .

خانه‌هاى حوالى مسجد الحرام

از آن جمله خانه امير المؤمنين است نزد در بنى عبد شمس ، از آنجا راهى است به خانهء عيسى بن على كه از آنجا كعبه ديده مىشود . سپس خانهء فضل بن ربيع است در شق شامى و آنگاه در پشت آن دار الندوه است . كه از آنجا راهى به سويقه است . آنجا امروز از آن ابو احمد الموفق بالله برادر خليفه است . اين خانه را حارث بن عيسى به او داده است . آنگاه دار العجله است . ميان آن و دار النّدوه راهى است به سوى قيقعان . اين خانه هم از آن خليفه عباسى مهدى بود و در همسايگى آن خانهء بكّار بن رباح . زبير بن ابى بكر گويد كه بكّار بن رباح از موالى اخنس بن شريق حكايت كرد كه مهدى كس نزد من فرستاد كه منزل مرا كه جنب دار العجله بود ، به دار العجله داخل كند و چهار هزار دينار به من دهد . گفتم كه من همسايگى امير المؤمنين را نمىفروشم . گفت كه چهار هزار دينار به او بدهيد و خانه‌اش را برايش بگذاريد . دار العجله امروز از آن جعفر متوكل على الله است . در شق غربى خانهء زبيده است ، زبيده خود آن را بنا كرده است . سپس خانهء جعفر بن يحيى بن خالد است كه بعدها از آن زبيده شد . در شقى كه به طرف وادى است ، چيزى نيست جز دار القوارير كه آن را حمّاد البربرى براى