كردهاند كه به مناسك حج ارتباط داشته و كتب اموال كه در باب عطا و توزيع آن مطالب بسيارى آوردهاند ، چيز قابل اهميتى از مكه ذكر نكردهاند ؛ زيرا به مردم مكه كه در آنجا مقيم بودند عطا تعلق نمىگرفت . همچنين در كتب سيرهء نبوى و قديمترين آنها ، كتاب ابن اسحاق ، معلومات پراكندهاى از اماكن مكه آمده است .
كتب تاريخ و تراجم
مهمترين كتاب تاريخى كه از عهود اوليهء اسلامى به دست ما رسيده تاريخ طبرى و تاريخ يعقوبى و مروج الذهب مسعودى است . توجه مؤلفان اين كتب ، بيشتر به حوادث سياسى معطوف بوده است ولى در مكه در دو قرن اوليهء اسلامى ، حوادث سياسى مهمى جز نهضت عبد الله بن زبير ، كه اعلان خلافت نمود و مكه را مركز فعاليت خود قرار داد و نهضت حسين طالبى شهيد فخ ، واقعهء مهم ديگرى رخ نداده است . مورخان ضمن بيان اين دو حادثه اشارههاى اندكى هم به برخى مواضع و اماكن مكه نمودهاند ولى نه به همهء مواضع و اماكن بلكه به اماكن معروفى كه با نگاشتن تاريخشان در ارتباط بوده است . ليكن به تطورات عمرانى و اجتماعى مكه چندان نپرداختهاند .
بلاذرى در فتوح البلدان اطلاعاتى از برخى اماكن مكه و چاههاى آنجا به دست مىدهد ولى چيز افزونتر از ابن اسحاق نياورده است .
كتابهاى تراجم ، شمارى از آنها بر حسب طبقات مرتب شده ؛ يعنى بر حسب زمانهايى كه در آن مىزيستهاند و اغلب آنها به ذكر احوال رجال و شهرهايى كه در آنها مىزيستهاند پرداختهاند . مهمترين اين كتابها يكى « طبقات الكبير » ابن سعد است و ديگرى كتاب « الطبقات » از خليفة بن خيّاط است .
در كتاب ابن سعد معلومات بسيارى هست و هر مطلب را با ذكر اسنادهاى آن بيان داشته . كتاب در هشت جلد است و دو جلد نخستين آن در سيرت رسول اكرم است و بيان بخش بزرگى از زندگى آن حضرت .
مجلّدات سوم و چهارم و پنجم دربارهء رجال اهل حجاز است و نام بسيارى از رجال مكه ، كه به مدينه مهاجرت كرده و در آنجا زيستن گرفتهاند ، در آنها آمده است و جلد هشتم