شعرها را شرح و تفسير كردهاند و بر فوايد آنها ، علاوه بر شناخت حجاز و احوال آن ، مطالب ديگرى افزودهاند .
البته معلومات جغرافيايى و تاريخى كه از شعر حاصل مىشود ، نه چندان مفصل است و نه دقيق و مضبوط ؛ مثلا شاعر گاه دو مكان را كه با يكديگر فاصلهء بسيار دارند ، با هم ذكر مىكند و گاه تعبير عاطفى ، از صحت جغرافيايى مىكاهد . همين گونه ، شروح اهل لغت هم هميشه وافى يا دقيق نيست .
اميد مىرفت كه زيارت حج ، كه هر سال شمار بزرگى از مسلمانان به جا مىآوردند و در كاروانها گروهى از علما و متفكرين بودند ، ثمرهاى نيكو بار آورد و آنها سفرنامههاى خود را بنويسند و از مسافات و اماكن ، اطلاعات وسيعى به ما دهند ولى در واقع چنين نشد زيرا بسيارى از كسانى كه به حج مىرفتند همهء همّتشان رسيدن به خانهء خدا و به جاى آوردن حج بوده است و آنان كه به نوشتن سفرنامه مىپرداختند اندك بودند . شايد نخستين اثرى كه از اين سفرها به دست آمده ، سفرنامهء ابن جبير بوده باشد . « 1 » اين كتاب در اواخر قرن ششم نوشته شده . ابن جبير و كسانى كه بعد از او آمدهاند در زمرهء كسانى كه اكنون مىخواهيم به بحث درباره آنها و آثارشان پردازيم نيستند . و در قرن سوم هجرى شمارى از كتب مسالك و ممالك و نيز كتابهايى كه در آنها راههاى مواصلاتى و منازل بين راه و اقاليم عالم آمده است ، تأليف شده كه حجاز نيز فصولى را به خود اختصاص داده است .
نويسندگان اين كتابها معلومات خود را از اسناد و سجلات ديوانها به دست مىآوردند و نيز از متقدمين مطالب بسيارى نقل مىكردند . ما اين آثار را مورد تحليل قرار نمىدهيم زيرا نسبتا متأخراند و نيز شيوهء تأليف آنها روشى است كه در مشرق متداول بوده نه در حجاز .
مآخذى كه پيش از اين بدان اشارت رفت ، مواد پر ارزشى راجع به حجاز در قرون آغازين اسلام در بردارند ولى اين معلومات پراكنده و متشتت است و غالبا به صورت عرضى آمدهاند نه اصلى . چون كسى بخواهد آنها را گرد آورد ، نبايد به يك منبع بسنده كند . بايد همهء منابع را در اختيار داشته باشد و مورد استفاده قرار دهد تا صورت واضح و روشنى از حجاز در پيش چشم داشته باشد . البته نمىگوييم نقصى در مؤلفين اين گونه آثار هست ، نه ، آنها در اين سفرها هدف ديگرى در نظر داشتهاند . از اين رو معلوماتى كه به دست مىدهند مىتواند
هامش
* مسلما مؤلف از سفرنامه ناصر خسرو كه بيش از رحلهء ابن جبير نوشته شد اطلاع نداشته است . ( م )