براى شما يا كيل كيل تقسيم كنم ؟ و اين قبل از ترتيب دفاتر بوده است . « 1 »
و گويند كه او در جابيه براى مردم سخن مىگفت . گفت هر كه مىخواهد دربارهء اموال از من پرسشى كند بيايد كه خداى تعالى مرا خزانهدار اين اموال ساخته يا تقسيم كنندهء آنها .
من از زنان پيامبر - ص - آغاز مىكنم و سپس به مهاجرين نخستين . « 2 »
واقدى گويد كه در محرم سال 20 ه . دفاتر و دواوين ترتيب داد . يعقوبى گويد در سال 18 ه . عمر قوت آن سال را به خانوادههاى مسلمانان تقسيم كرد .
ابو عبيده گويد : عمر به اهل مكه چيزى نمىداد و مىگفت آنها فلان و فلانند . كلمهاى كه من دوست ندارم آن را بر زبان آورم . « 3 » ولى روايات ديگرى هم داريم حاكى از اين كه او همهء كسانى را كه در فتوح شركت كرده بودند بدون هيچ فرقى عطا مىداد . « 4 »
عبد الله بن صالح از موسى بن على بن رباح از پدرش روايت كند كه عمر بن خطاب در جابيه براى مردم سخن مىگفت . و در ضمن سخن گفت : هر كس به مهاجرت شتاب كند عطاى ما هم به سوى او شتاب خواهد كرد و هر كه در مهاجرت كندى كند عطاهاى ما هم كندى كند . پس اگر كسى ملامت مىكند بايد سرزمين خود را ملامت كند . ابو عبد الله بن جراح گويد : مردانى از اهل باديه از عمر خواستند كه برايشان راتبهاى قرار دهد . عمر گفت : نه به خدا .
اول شهرنشينان را راتبه خواهم داد . هر كس خواهد در وسط بهشت جاى داشته باشد بايد در اجتماع زندگى كند ، « 5 » كه دست خدا با جماعت است . صفوان بن عمر گويد : عمر بن عبد العزيز به يزيد بن حصين نوشت كه براى سپاهيان راتبهاى مقرر كن ولى بر تو باد به شهرنشينان و زنهار از عربهاى صحرانشين . زير آنها در مجامع مسلمانان حاضر نمىشوند . « 6 »
از مجموعه اين روايات برمىآيد كه عمر بن خطاب به هر يك از مردم عطا مىداد . و به كسانى هم كه در فتوحات شركت كرده بودند و از مردم مدينه نبودند سهمى مىداد . او مىخواست براى همهء مردم جزيرة العرب چيزى مقرر دارد ولى موفق نشد . فقط نام مردم
هامش
( 1 ) - الخراج ، ص 45 .
( 2 ) - الخراج ، ص 47 .
( 3 ) - الاموال ، ص 563 .
( 4 ) - الاموال ، ص 523 .
( 5 ) - الاموال ، ص 558 .
( 6 ) - الاموال ، ص 559 .