اوضاع و احوال تازه هماهنگى كند .
ابو يوسف گويد كه چون از سوى سعد بن ابى وقاص فرمانده جنگهاى عراق ، نزد عمر اموالى رسيد براى ترتيب ديوانها اصحاب حضرت رسول - ص - را جمع كرد كه آن را به چه ترتيبى تقسيم كند . پيش از اين به رسم ابو بكر همه را يكسان مىدادند . اما چون اموال فتوحات عراق رسيد با اصحاب مشورت كرد كه بعضى را بيشتر از ديگرى دهد . « 1 » و گفت : هرگز عطاى كسى را كه بر ضد محمد - ص - جنگيده با كسى كه در ركاب او جنگيده برابر نمىدهم .
پس سابقين در اسلام را بر ديگران برترى داد . و نيز گويند كه چون اموال به مدينه سرازير شد ، گفت : ابو بكر را در تقسيم اين اموال رأيى بود مرا هم رأيى ديگر است . هرگز كسى را كه بر ضد محمد - ص - جنگيده با آنكه در كنار او جنگيده است برابر نمىشمارم . « 2 »
مجالد بن سعيد از شعبى روايت كند كه چون غنايم جنگهاى ايران و روم را به مدينه آوردند ، جمعى از اصحاب را گردآورد و گفت : شما را چه نظرى است ؛ من برآنم كه عطاى مردم را سالانه بپردازم و مال را در بيت المال گردآورم زيرا بزرگترين بركت است . گفتند هر چه صلاح مىبينى چنان كن كه اگر خدا خواهد در كار خود موفق شوى . « 3 »
ابو عبيد قاسم بن سلام گويد : كه چون عمر عراق و شام را فتح كرد و خراج گرد آمد ، اصحاب رسول الله - ص - را گرد آورد و گفت : چنان مىبينم كه به ميان كسانى كه آنجاها را فتح كردهاند اموال را تقسيم كنم . « 4 »
ابو يوسف از محمد بن عمرو بن علقمه . . . از ابو هريره روايت كند كه از بحرين مالى به مبلغ پانصد هزار درهم رسيد . هنگام ورود شامگاه بود ، عمر گفت كه اى مردم مال بسيارى به نزد ما رسيده ، خواهيد آن را كيل كيل به شما بدهم خواهيد بشمارم و بدهم و خواهيد بركشم و بدهم . مردى از ميان قوم گفت : يا امير المؤمنين نام مردم را در دفترى بنويس و بر طبق آن ميانشان تقسيم كن . عمر اين رأى را بپسنديد .
و سعيد بن مسيب گويد : چون خمس اموال ايران را نزد عمر آوردند . گفت برشمارم
هامش
( 1 ) - الخراج ، ص 24 .
( 2 ) - الخراج ، ص 43 .
( 3 ) - الخراج ، ص 44 .
( 4 ) - الاموال ، فقرهء 549 .