عمر براى بعضى از افراد عطاى مخصوص مقرر داشت ؛ مثلا عبد الله بن عمر را سه هزار درهم و عمر بن ابو سلمه را چهار هزار درهم و اسامة بن زيد را بنابر بعضى روايات چهار هزار درهم معين كرد . در بعضى روايات آمده است كه براى او سه هزار و پانصد درهم معين كرد . « 1 »
عمر نخست مقرر داشته بود كه كودكان را ، موقع از شير بازگرفتن ، عطا دهند ولى پس از اندك زمانى اين حكم را لغو كرد و گفت از همان آغاز ولادت دهند . مىگويند سبب آن بود كه زنى براى رسيدن به عطاى فرزند ، او را پيش از موقع از شير بازگرفته بود و شنيدن اين خبر سبب تشويش او شده بود .
براى نوزاد صد درهم مقرر داشت . خلفاى بعد از او همين قاعده را مجرى داشتند .
زهير بن ابو اسحاق گويد كه جدّم نزد عثمان رفت ، عثمان پرسيد كه اى شيخ چند سر عائله دارى ؟ جدم پاسخ داد . عثمان گفت : براى تو پانزده مقرر كرديم ؛ يعنى هزار و پانصد و براى عائلهات ، هر يك صد .
فضيل بن عطيّه گويد : وقتى زاده شدم پدرم مرا نزد على - ع - برده بود ، او براى من صد درهم مقرر كرده بود . « 2 » و پدرم را نيز عطايى ارزانى داشته بود . مردى از خثعم گويد كه مرا فرزندى در وجود آمد . نزد على - ع - رفتم براى او صد درهم مقرر داشت .
در كتاب « الاموال » آمده است كه عثمان نوزاد را پنجاه درهم مىداد و چون يك ساله مىشد نامش را در صد درهمىها ثبت مىكرد . محمد بن هلال المداينى گويد كه جدهء من هر روز به خانهء عثمان بن عفّان مىرفت . روزى عثمان او را نديد . از زن خود پرسيد : فلان را نمىبينم . زنش گفت : ديشب پسرى زاده است . عثمان پنجاه درهم نزد او فرستاد و گفت اين براى فرزندت چون يك ساله شد به صد درهم خواهد رسيد . « 3 »
معاويه قاعدهء عمر را برهم زد و كودك را پس از شير بازگرفتن مقررى مىداد . عمر بن عبد العزيز به كلى عطاى كودكان را قطع كرد ، مگر براى هر كس كه مىخواست .
و گويند كه عمر بن عبد العزيز ميان كودكان از شير بازگرفته قرعه مىزد ، اين كار را بر او
هامش
( 1 ) - ابن سعد ، ج 4 - 1 ، ص 49 .
( 2 ) - ابن سعد ، ج 6 ، ص 212 .
( 3 ) - الاموال ، ص 582 .