در تاريخ عبيد الله اهوازى آمده است كه ربذه در سال 319 در اثر تداوم نبرد ميان اهل آن و اهل ضريّه ويران شد . سپس مردم ضريّه از قرامطه امان طلبيدند و آنان نيز به ياريشان برخاستند . مردم ربذه از آنجا كوچ كردند و ربذه ويران گرديد . ربذه بهترين منزل در راه مكه است . « 1 »
اصمعى از جعفر بن سليمان روايت كند : اگر شتر در ربذه چرا كند و دوبار بر آن نشسته سفر كنى از چربيش كاسته نشود زيرا در آن سرزمين شوره ، خار وجود ندارد . « 2 »
نشانههاى مرتع ربذه را سمهودى در كتاب خود آورده است . شايد آنها را از هجرى و بكرى برگرفته است . ياقوت نيز ربذه را در چند جاى از كتاب خود آورده است .
شرف
پيش از اين روايت واقدى را آورديم كه عمر مرتع شرف را نيز در اختيار گرفت .
سمهودى گويد : شرف را كه عمر در اختيار گرفت ، شرف روحاء نبود ، بلكه جايى بود در وسط نجد . نصر گويد كه شرف در وسط نجد است و گويند وادى عظيمى است كه كوههاى مرتع ضرّيه آن را در ميان گرفته است . گويا اين نظر كسى است كه ميان شرف و مرتع ضرّيه و ربذه فرق بگذارد . اصمعى گويد : شرف وسط نجد است . منازل بنى آكل المرار آنجا بود . و امروز آنجا مرتع ضريّه است . و ربذه در ابتداى شرف است و آن مرتع سمت راست است و شريف در كنار آن است . تسرير ميانشان فاصله است . پس آنچه به جانب مشرق باشد شريف است و آنچه به جانب مغرب باشد شرف است . و محتمل است كه وقتى مىگويند حماى « شرف و ربذه » ، حماى ضريّه باشد . و ربذه چنان كه خواهد آمد حماى ضريه باشد . به عامل آن عامل شرف گويند . هجرى در بيان حماهاى نجد شرف را ذكر نكرده و محل آن را نيز بيان ننموده است .
اصمعى گويد . مىگفتند كه هر كس تابستان را در شرف باشد و بهار را در حزن و زمستان را در صمّان به تحقيق به مراتع پرعلف دست يافته است . « 3 »
از اين نوشتهها برمىآيد كه مرتع شرف همان مرتع ضريّه است . معلوم مىشود كه در
هامش
( 1 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 227 .
( 2 ) - بكرى ، ص 860 .
( 3 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 227 .