ساختند كه هنوز آثارش برجاست . ولى آب در آن به جريان نيفتاد . عمال او نيز آنجا را ترك گفتند . در فتنهء ابن زبير ، غنى آن نهر را پر كرد .
نزديكترين آبهاى بنى تميم به اضاخ آبى است موسوم به اضيخ از آن بنى هجيم . كه از مدتى پيش در زير خاك مدفون شده بود . جمحى از بنى عبد الله بن عامر كه خويشاوندان سببىشان از بنى هجيم بودند گفتند كه ما از فرزندان عثمان براى شما آب مىستانيم . اينان پذيرفتند و فرزندان عثمان هم اجابت كردند . هجيميان به راه افتادند . در راه به چوپانان غنى رسيدند . پرسيدند كه به كجا مىروند ، گفتند كه فرزندان عثمان كار خود به ما واگذاشتهاند .
ميانشان خصومت افتاد و اين خصومت سبب شد كه به آن آب كس نپردازد . پس اراضى آنها در سال 155 ه . به كلى خشك شد .
عبد الله بن مطيع نهرى حفر كرد . اين نهر در دست ضباب بود . در فاصلهء يك بريد از مدينه به راه اضاخ در ناحيهء شعبى .
كنديان نيز آبى داشتند موسوم به ثريّا .
قنيع آبى است از آن عباس كندى بر راه مردم بصره . و دارهاى از دارات مرتع به نام داره عسعس . چون كنديان از قنيع كوچ كردند ميان بنى ابو بكر بن كلاب و بنى جعفر نزاع درگرفت . بنى ابو بكر گفتند كه ما به اين آب سزاوارتريم زيرا صاحبان سابق آن حليفان ما بودند . و بنى جعفر مىگفتند : ولى ما سزاوارتريم زيرا به ما نزديكتر است . سرانجام بنى جعفر آن را بستند .
يكى از فرزندان حسن بن على - ع - نهرى كند و چشمهاى برآورد . كه آب آن به جريان افتاد و تا غرب طحفه در كرانهء ريّان در سيزده ميلى ضريّه رسيد . آن آب در دست كسانى از فرزندان حسن بود ، سپس به دست فرزندان ملاعب الأسنّه افتاد . از جانب خواهر زادگانشان بنى الحسن .
بنى اردم از بنى تيم بن لؤى را در قديم آبى بود بر سر راه مردم ضريّه به مدينه و در هجده ميلى ضريّه . موسوم به جفر . با ايشان گروهى از بنى عامر بن لؤى بودند . سعيد بن سليمان المساحقى عامرى ( القارى ) چشمهاى بيرون آورد و آب آن جارى ساخت و نخلستانى غرس كرد . در يك ميلى يا حدود يك ميلى آب بنى اردم در دارهء اسود كوه بزرگ سياهى است .
آبادان و با نخلهاى بسيار .
الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: صالح أحمد العلي
ص٢٩٤