اوايل آنجا را شرف مىگفتهاند و سپس ضريّه ناميدهاند .
سمهودى از قول مجد مىگويد كه مشهورترين مراتع مرتع ضريّه است كه به عقيدهء بعضى از قبيلهء طى مرتع كليب بن وائل بود . . . و در جايى از آن قبر كليب است و تا به امروز معروف است .
سمهودى مىگويد : يكى از رؤساى نجد به نام اجود بن جبر مرا از آن خبر داد . و گفت قبر كليب در آنجاست عربها آن را مىشناسند و به زيارت آن مىروند . يكى از آنها خواست مرا به سر قبر او برد ، گفتم : كليب يكى از مردم جاهلى بوده .
مرتع ضريّه
هجرى گويد : نخستين كسى كه ضريّه را مرتع ساخت عمر بن خطاب بود . آنجا را چراگاه شتران صدقه و اسبان غازيان قرار داد . ستوران حق داشتند تا فاصلهء شش ميلى ضريه بچرند و باز به آنجا برگردند . ضريه در وسط مرتع است . اين امر در تمام ايام خلافت عمر و آغاز خلافت عثمان ادامه داشت . سپس شمار ستوران افزون شد و به چهل هزار شتر رسيد ، چنان كه مرتع را گنجايش آنها نبود . عثمان فرمان داد كه به چراگاه شتران صدقه و اسبان غازيان بيفزايند . او خود آبى را از آبهاى بنى ضبيبه كه نزديكترين آبها به ضريّه بود خريد . اين آب را بكره مىگفتند در كنار بلنديهاى مرسوم به بكرات ، در ده ميلى ضريّه .
پس بكره به مرتع عثمان داخل شد و پيوسته واليان به وسعت آن مىافزودند . از جمله ابراهيم بن هشام مخزومى به قدرى آن را توسعه داد كه جاى بر مردم آن نواحى تنگ كرد . و در آنجا از هر نوع شتر هزار تا جاى داد . « 1 »
ضريّه از آبهاى ضباب بود . در عصر جاهلى از آن ذو الجوشن ضبابى پدر شمر قاتل حسين بن على - ع - بود . « 2 »
ضريّه بعد از اسلام اهميت بسيار پيدا كرد . سمهودى گويد كه واليان مدينه از سوى خود عاملى به ضريّه مىفرستادند ؛ زيرا واليان مدينه به مراتع ارج فراوان مىنهادند . و
هامش
( 1 ) - سمهودى ، ص 229 .
( 2 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 233 .