او را عطا كرد .
چون عمر به خلافت نشست ، سفيان بن وهب در باب آن وادى به او نوشت كه با آن چه كند ؟ عمر گفت اگر آنچه را كه به رسول خدا - ص - مىپرداخته باز هم مىپردازد آن زمين را حماى او بشناس .
ابن سعد گويد : پيامبر - ص - بنى قرّه را حمايى معين كرد و نامهاى نوشت :
بسم الله الرحمن الرحيم . اين چيزى است كه محمد رسول الله به بنى قرّة بن عبد الله بن ابو نجيح نهدى اعطا مىكند . همهء درختان سايهدار و زمين و آب و جلكه و كوه آن را . تا مواشى خود را در آن بچرانند .
اين نامه را معاوية بن ابو سفيان قلمى كرده است . « 1 »
حماى ( چراگاه ) نقيع
در شمارى از منابع آمده است كه نقيع از آن رسول خدا - ص - بود . « 2 » سمهودى در باب اين حمى آورده است كه زبير بن بكّار گويد : مراوح مزنى گفته است كه رسول خدا در نقيع در مقمّل و صليب فرود آمد و در باب چراگاه نقيع گفت : نيكو مرتعى است براى اسبها كه بر آنها سوار شوند و در راه خدا جهاد كنند . سپس آن را در تصرف گرفت و مرا سرپرست آنجا نمود . و ديگرى از ثقات گويد كه در مقمّل نماگزارد و همه مراتع اطراف آن را چراگاه اسبان مسلمانان قرار داد . و پس از آن بنى اميه آن را چند برابر توسعه دادند .
محمد بن هيصم مزنى از پدرش و او از جدش روايت مىكند كه رسول خدا - ص - به مقمّل كه وسط نقيع جاى دارد ، فرا رفت . در آنجا مسجد او بود . پدر ابن هيصم گويد كه پيامبر - ص - پدرم را فرا خواند و گفت : تو را سرپرست اين وادى مىكنم . پس آنچه از آنجا و آنجا - به مشرق و مغرب اشاره كرد - آيد مانع ورود آن شو . پدرم گفت : من مردى هستم كه چند دختر دارم و پسرى ندارم كه مرا در كار يارى كند . پيامبر گفت : به زودى صاحب پسر خواهى شد كه مددكار تو شود . پس از چندى صاحب پسرى شد .
هامش
( 1 ) - ابن سعد ، ج 1 - 2 ، ص 22 و الوثائق السياسيه شمارهء 89 .
( 2 ) - بخارى ، ج 3 ، ص 13 ؛ ابن حبنل ، ج 2 ، ص 155 ، 157 و سمهودى ، ج 2 ، ص 221 و 223 .