تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
از من چيزى بستاند ، چيزى براى تو نمىفرستادم . سال ديگر نيم آن را فرستاد باز ميان او و عمر همين گفتگوها شد . سال سوم تمام آنچه را كه وصول كرده بود فرستاد و باز همان گفتگوها پيش آمد و معاذ گفت : حتى يك تن را هم نيافتم كه از من چيزى بستاند . « 1 » عمر معاذ را براى گردآورى صدقات به ميان بنى كلاب يا بنى سعد بن ذبيان فرستاد و او هر چه گرفته بود به ميان آنها تقسيم كرد و هيچ باقى نگذاشت . « 2 » و گويند كه عمر بن عبد العزيز ، ابن زراره را براى جمع‌آورى صدقات به يمامه فرستاد . در سال اول به او نوشت كه نصف آن را تقسيم كن و در سال دوم نوشت كه همه را تقسيم كن و چيزى نزد خود باقى مگذار . « 3 » واقع اين است كه بعضى از فقها تأكيد دارند بر وجوب تقسيم صدقات در محل . مثلا مالك مىگفت : نبايد چيزى از زكات به بيت المال برسد ، بلكه بايد همهء آن در همان موضع كه جمع‌آورى شده مصرف گردد و اگر در محل كسى را نيافتند كه مستحق زكات باشد پس در نزديك‌ترين مكان به محل اخذ صدقات . . . و گويند كه والى بايد به محلى كه صدقات از آنجا گرد آمده است بنگرد . ساكنان محل گردآورى در بهره‌مند شدن از تقسيم صدقات اولى هستند و چون چيزى افزون آمد به ديگران دهند و به هنگام تقسيم مستمندان را بر توانگران مقدم داشت . و اگر خبر برسد كه در فلان بلد به سبب قحط و غلا يا از دست رفتن اموالشان يا زراعتشان نياز به يارى هست امام موظف است كه همهء صدقات را به آنجا گسيل دارد . و همه بلاد اسلام در بهره‌مندى از اين موهبت برابرند . روايتى هم از ابو معاويه از ابو برده از ابراهيم هست كه گفت صدقه بر سر آب تقسيم مىشود . اگر آنجا مستحقى نيافتند بر سر آب ديگر كه نزديكتر است مىروند و اگر آنجا هم كسى يافته نشد بر سر آبى كه نزديكتر است مىبرند . يزيد سوم خليفه اموى ، چون به خلافت رسيد گفت : من اجازه نمىدهم كه مالى از مكانى به مكان ديگر حمل شود . مگر آن‌كه نياز نيازمندان آن بلد برآورده شود . اگر چيزى
هامش
( 1 ) - الاموال ، ص 596 . ( 2 ) - الاموال ، ص 199 ، ص 200 . ( 3 ) - المدونه ، ج 21 ، ص 756 و الاموال ، ص 594 .