صدقات به ميان قبيلهء كلب فرستاد . عمرو بن عداء كلبى گفت : « 1 »
سعى عقالا فلم يترك لنا سبدا * فكيف لو قد سعى عمرو عقالين ؟
لاصبح الحىّ او بادا و لم يجدوا * عند التفرّق فى الهيجا جمالين
سيف بن عمر گويد كه ابو بكر مىگفت : اگر حتى يك عقال را نپردازند با آنان جهاد خواهم كرد تا آن را بستانم . و دادن عقال صدقه با صدقه بر صدقه دهندگان واجب بود . « 2 » از اين عبارت معلوم مىشود كه عقال صدقه چيزى است غير صدقه كه بر آن افزوده شود و مقدار آن اندك است به گونهاى كه ابوبكر از آن به عنوان حداقل ياد كرده است كه اگر حتى آن مقدار اندك را ندهند براى گرفتن آن جهاد مىكند .
يعقوبى گويد : ابو بكر براى گرفتن زكات از منع كنندگان آن قتال كرد و گفت : اگر حتى عقالى را ندهند با آنها مىجنگم . « 3 »
واقدى گويد كه عمر صدقه را در عام الرّماده به تعويق انداخت و چون خداوند آن قحط و خشكسال را رفع كرد عاملان بفرستاد و گفت : كه بروند و دو عقال بستانند . و فرمان داد كه يك عقال را به ميان خود آنها تقسيم كنند و يك عقال را به مدينه آورند . « 4 »
سيف بن عمر گويد كه خرّيت بن راشد چون بعد از صفّين بر ضد على شورش كرد . قوم او در سالى كه جنگ صفين در آن واقع شد زكات ندادند و در سال بعد نيز از پرداخت آن سرباز زدند پس بر آنها دو عقال بود . « 5 »
ابن منظور گويد : عقال زكات يك ساله است از شتر و گوسفند و براى اثبات سخن خود شعر عمرو بن عداء كلبى را كه پيش از اين آورديم مثال آورده است .
كسائى گويد : عقال صدقه يك سال است . مىگويند عقال امسال از آنها وصول شده .
بعضى گويند مراد ابو بكر از عقال ريسمانى است كه شتر را به آن بندند . و چون حيوان را به عنوان فريضه زكات بستانند ريسمان آن را نيز بستانند . و بعضى گويند مراد او مبلغى اندك بوده است كه يك عقال پاى بند شتر مىارزد .
هامش
( 1 ) - لسان العرب ، ج 13 ، ص 491 .
( 2 ) - طبرى ، ج 1 ، ص 1873 .
( 3 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 148 .
( 4 ) - ابن سعد ، ج 3 ، ص 233 .
( 5 ) - طبرى ، ج 1 ، ص 2432 و 2438 .