مروان بن حكم در شمار عاملين زكات آمده است و به قبيلهاى اشارت نرفته است . « 1 »
در زمان امام على - ع - چنان كه از منابع برمىآيد ، قبيلهء عبد القيس از پرداخت زكات در سال صفّين و سال بعد از آن سرباز زد . « 2 » و نيز از صدقات بكر و خثعم سخن رفته است . عمر بن عبد العزيز ، ابن زراره را براى گردآورى صدقات يمامه فرستاد . و صدقات اسد و طى را در زمان مروان بن حكم ، اميّة بن مطّرف گرد مىآورد . « 3 »
اما در باب منازلى كه اينان طى مىكردهاند در منابع چيزى نيامده است . در نصوص فراوانى آمده است كه رسول الله - ص - مقرر داشت كه صدقه را از توانگرانشان بستانند و به بينوايانشان دهند . « 4 »
مصرف كردن صدقات در محل
واقدى گويد كه يزيد بن شريك الفزارى مىگفت : عمر بن خطّاب ، مسلمة بن مخلّد را براى گرفتن صدقات به ميان ما مىفرستاد و او صدقات را از توانگرانمان مىگرفت و به مستمندانمان مىداد . « 5 »
از وصاياى عمر به هنگام مرگش آن بود كه اعراب باديه نشين اصل عرب و ماده اسلامند . بايد صدقه را به نيكوترين وجه از آنان گرفت و درهم و دينار نگرفت و آنچه از توانگرانشان مىگيرند به بينوايانشان بدهند . « 6 »
و نيز گويند كه معاذ بن جبل در زمان پيامبر و ابو بكر عامل جند بود . چون عمر آمد او را به همان مقام باقى گذاشت . معاذ يك ثلث صدقات مردم را نزد عمر فرستاد . عمر را ناخوش آمد و پيام داد كه من تو را به عنوان گردآورنده ماليات و گيرنده جزيه نفرستادهام . بلكه فرستادهام تا از توانگران مردم بستانى و به فقرايشان دهى . معاذ گفت : اگر كسى را مىيافتم كه
هامش
( 1 ) - انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 28 .
( 2 ) - طبرى ، ج 1 ، ص 3433 .
( 3 ) - مسند شافعى ، ج 1 ، ص 219 ؛ الاموال ، ص 580 .
( 4 ) - مسند شافعى ، ج 1 ، ص 219 ؛ الاموال ص 580 .
( 5 ) - ابن سعد ، ج 3 ، ص 334 .
( 6 ) - الاموال ، ص 595 .