تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
به ذكر ارقام اجمالى كه به مدينه مىرسيده است اكتفا مىكنيم . از اين روايات چنين برمىآيد كه عمر نيمى از واردات صدقات را به همان عشيره‌اى كه صدقات از آنجا گرد آمده بود مىداد و نيم ديگر را به مدينه مىخواست . ولى نمىدانيم كه اين قاعده تا چه زمان در عهد او يا بعد از او اجرا مىشده است . ولى روايتى در دست هست كه عمر بن عبد العزيز به عامل خود در سال اول نوشت كه نيم آن را تقسيم كن و در سال بعد نوشت همه را تقسيم كن و چيزى نزد خود نگاه ندار . و در باب كثرت اشتران صدقات در مدينه گويند كه عمر چهل هزار شتر به شام فرستاد كه بر هر يك مردى سوار بود و چهل هزار به عراق فرستاد كه بر هر يك دو مرد سوار بودند . « 1 » اما در زمان عثمان : از ابن عباس روايت شده كه از چيزهايى كه بر عثمان عيب گرفته بودند يكى اين بود كه حكم بن ابى العاص را براى گرد آوردن صدقات قضاعه فرستاد و او سيصد هزار درهم آورد و عثمان همه آن مبلغ را به او بخشيد . « 2 » واقدى گويد : اشتران صدقه را نزد عثمان آوردند و او همهء آنها را به حارث بن حكم بن ابى العاص بخشيد . « 3 » عثمان همچنين كعب بن مالك را براى گردآوردن صدقات مزينه فرستاد و هر چه گردآورده بود همه را به خودش بخشيد . در كتب نيز اخبارى آمده حاكى از تعديات عاملان صدقات . زبير بن بكّار گويد : يكى از واليان مكه ، جوان بن عمر را بر سر تباله فرستاد . او بر خثعم در اخذ اموال سخت گرفت . چنان كه « سال جوان » به صورت تاريخ درآمد : و چون يحيى بن حكم والى مدينه شد ، شاعر عمرو بن احمر بن العمرّد باهلى از عاملان زكات به نزد او شكايت برد :
يا يحيى يا ابن ملوك النّاس احرقنا * ظلم السعاة و باد الماء و الشجر
ان قمت يا ابن أبى العاصى بحاجتنا * فما لحاجتنا ورد و لا صدر « 4 »
ابن منظور گويد : معاويه پسر برادر خود عمرو بن عتبة بن ابو سفيان را براى گردآورى
هامش
( 1 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 225 . ( 2 ) - انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 28 . ( 3 ) - انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 29 و طبرى ، ج 1 ، ص 2980 . ( 4 ) - انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 28 .
الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 279 | صالح أحمد العلي / عبد المحمد آيتى