اين زمينها را تصرف نمودند ، عشريه پرداختند ، از اين رو آنها را « اراضى عشر » مىناميدند . اين اراضى ملك خاصّ صاحبانش بود ولى بعضى از عربها بخصوص صاحب نفوذان آنها ، اراضى خراجى را نيز متصرف مىشدند و بنا به رسمى كه در حجاز بود عشريه مىپرداختند . اين امر سبب كاهش درآمد دولت شده بود . تا آنگاه كه عمر بن عبد العزيز فرمانى صادر كرد كه بايد از اراضى خراجى خراج گرفت . حتى اگر عربها آنها را تملك كرده باشند ولى حكم عشر بر اراضى صوافى ، كه عربها آباد كرده بودند ، باقى ماند . بيشتر اين زمينها نزديك شهرهايى بود كه عربها خود در استانها بنا كرده بودند .
نقش مردم حجاز در فعاليتهاى بازرگانى و تنظيم آن
حجاز در آغاز ظهور اسلام مركز فعاليت وسيع بازرگانى بود ، مخصوصا مكه . از مظاهر وسعت و عمق آن ، كثرت احكام متعلق به معاملات بازرگانى است در قرآن كريم ، چون حساب و ميزان و قرض و اجاره . از كتب تواريخ معلومات بسيارى در باب جوانب مختلف زندگى تجارى به دست مىآيد . چون سجلات و اسناد و صحيفهها و نوشتهها و روش حساب و تدوين آن و مسائل وام دادن و وام ستدن و تأسيس شركتها و استخدام كارگران و وكيلان .
اين گونه معاملات محلّى و محدود نبود بلكه شامل دولتها و شهرها و بلاد جزيرة العرب و خارج آن هم مىشد و وثيقهاى بود براى پيوستن به تجارت جهانى و به زمانهاى دور باز مىگشت . از دلايل اهميت آن ، فصول طولانى است كه در كتابهاى فقهى براى بيان مسائل معاملات تجارى قرار دادهاند . از اين برمىآيد كه هنگام ظهور اسلام اين امر تا چه پايه از شمول و دقت برخوردار بوده است .
اسلام بازرگانى را تصويب كرد و سود بازرگانى را مشروع دانست و مردم را به كسب حلال ترغيب نمود و مال و فرزند را زينت زندگى دنيا برشمرد .
بسيارى از صحابهء نخستين در مكه و سپس در مدينه - بعد از هجرت - در كار تجارت بودند . بعضى نيز سودهايى حاصل مىنمودند . چون دولت اسلامى توسعه يافت ، حجازيان ، مخصوصا اهل مكه ، همچنان به فعاليت تجارى خود در اقاليم مفتوحه ، ادامه دادند . و از اين فعاليت اموال بسيار حاصل كردند و تأثير آن در خلافت و حكام سبب شد كه سياست دولت