صاحب سوق ، در مدينه بر درگاه خانهء معمر بن عبد الله عدوى مىنشست .
عنوان وظيفهء « عامل بازار » در معناى برابر است با واژهء
[ Agoranomos ]
اين عنوان در بلاد مغرب و اندلس در عصر سيادت تمدن روم شايع بود .
ابن سعد گويد : عبد الله بن عتبه از حبوبات حق مىگرفت و شافعى گويد : از چاه عشريه مىگرفت مالك گويد : از گندم و روغن نيم عشر مىگرفت و قصدش اين بود كه ورود بارها به مدينه افزايش يابد و از حبوبات عشريه مىگرفت . او از شهاب نقل مىكند كه اين عشريه در زمان جاهليت هم معمول بود و عمر بار ديگر آنان را به پرداختن عشريه الزام نمود . « 1 »
اشارات فراوانى است كه ثابت مىكند عشريه پيش از اسلام در شهرهاى حجاز رواج داشته ؛ از جمله آنكه در مكه پيش از اسلام گرفتن عشريه معمول بوده است . پيامبر در نامههايى كه به قبايل و عشاير نوشته ، آنان را از پرداخت عشريه معاف داشته است . معاف داشتن از عشريه دليل بر آن است كه قبل از اسلام در حجاز معمول بوده است .
عامل بازار مىبايست از خصوصياتى برخوردار باشد ؛ از جمله به قوانين داد و ستد آگاه باشد . ابو الفرج اصفهانى گويد : زمانى كه بردان متولى امور بازار مدينه بود ، مردى از ديگرى شكايت كرد و مدعى بود كه حق او را نداده است . بردان بررسى كرد و متهم را به حبس محكوم نمود .
بلاذرى گويد : عثمان حارث را بر بازار گماشت ، او كالاى مردم را ارزان مىخريد و به فروشندگان گران مىفروخت و اعمال ناشايست مىكرد . تهديدش كردند كه اگر چنين كند بازار را از او بستانند و او ديگر چنان نكرد . « 2 »
ترديدى نيست كه تعيين عادلانهء بهاى كالاها ، در وضع اقتصادى مردم تأثير بسزايى دارد . بويژه آن كه روغن و گندم و مويز از خارج به شهر وارد مىشد و از آنگونه معاملات بودند كه حاكم موظف بود از آنها عشريه بگيرد . ولى در همان وقت بازار احتكار و بازى با قيمتها رواج داشت . و فقها تأكيد كردهاند كه نبايد دولت در قيمتها دخالت كند . در حديثى منسوب به پيامبر - ص - آمده است كه آن حضرت مؤكدا مىفرمود كه در قيمتها نبايد دخالت كرد و نبايد قيمتهايى را تحميل نمود زيرا قيمتگذارى با خداست . او است كه گاه تنگ مىگيرد و گاه
هامش
( 1 ) - الموطأ ، ج 1 ، ص 116 .
( 2 ) - همان ، ج 5 ، ص 247 .