پيش از عمر بن عبد العزيز مردم را از خواندن نماز بر جنازهها در مسجد منع مىكردند . از اين عبارت برمىآيد كه قبل از عمر بن عبد العزيز ، حرس مسجد وجود داشته است . از ابن ذئب از مقبرى روايت شده كه او ديده است كه شرطگان مروان بن حكم مردم را از مسجد بيرون مىكردند و نمىگذاشتند كه بر جنازهها نماز بخوانند . « 1 »
1 - روايت ابن زباله از وجود حرس مسجد در عهد حكومت عمر بن عبد العزيز بر مدينه ( كه در زمان خلافت وليد بن عبد الملك بوده ) منافاتى با روايت يحيى ندارد او مىگويد حرس در زمان حكومت مروان در مسجد وجود داشته ؛ زيرا مروان در عهد خلافت معاويه بر مدينه حكومت مىكرده است .
از اين عبارت معلوم مىشود كه حرس مسجد ، در زمان معاويه معمول شده است . حالا پيش از معاويه هم بوده يا نه ، ما را از آن آگاهى نيست .
2 - از نص مذكور در فوق برمىآيد كه از وظايف حرس مسجد ، منع كردن مردم از خواندن نماز بر جنازهها در درون مسجد بوده است . البته شايد اين يكى از وظايف آنها بوده است ؛ زيرا با وجود گسترش شهر مدينه ، مسجد جامع تنها در مدينه بوده و بودن مسجد به عنوان مركز اجتماعى و ادارى و فكرى ، مسلما موجب بروز مشكلاتى مىشد و افراد شرطه علاوه بر منع مردم از خواندن نماز جنائز در مسجد وظيفه داشتهاند كه امنيت را هم در آنجا برقرار سازند .
ابن نجّار از اهل سير روايت مىكند كه رسول خدا - ص - مردى به نام هيصم مزنى را بر عقيق امارت داد . از آن پس حاكم عقيق از سوى مدينه معين مىشد تا زمان داود بن عيسى كه در سال 198 آن را ترك گفت . « 2 »
عبد الله بن ذكوان گويد : بنى اميه در ديوان حقوقى معين كرده بودند ، براى كسى كه در عقيق از حوض مروان بن حكم نگهبانى كند و عهدهدار امور بئر مغيره گردد ؛ مثل مهيا كردن طناب و دلو براى آن . « 3 »
قول مرجح اين است كه ابن نجار و عبد اللّه بن ذكوان را يك هدف بوده و آن اين كه
هامش
( 1 ) - سمهودى ، ج 2 ، ص 531 .
( 2 ) - سمهودى ، ج 4 ، ص 1067 .
( 3 ) - سمهودى ، ج 3 ، ص 1050 .