اين است كه قرآن كريم هم به ابناء سبيل توجهى خاص مبذول داشته و در هشت جاى قرآن از آنان ياد كرده و در هفت مورد تأكيد كرده است كه مساعدت در حق آنها واجب است . در قرآن ابن سبيل در رديف ذو القربى و مساكين آمده و در پنج آيه با يتيمان از آنان ياد شده و در چهار آيه يارى ابن سبيل از موارد مصرف زكات به شمار آمده است .
توجه به كار ابن سبيل يكى از مظاهر كلى اهتمام و توجه اسلام به مردم است . ذكر ابن سبيل در چند جاى قرآن كريم ، دليل است بر كثرت شمار ايشان و اين كه آنان خود جمعيت محسوس و معتبرى بودهاند كه توجه به وضع آنها را ايجاب مىكرده است . فاصلهء نزول آيات دربارهء ابن سبيل نشان اين است كه مسأله آنان يك مسألهء مهم و مستمر اجتماعى در جهان اسلام بوده است .
اهتمام مسلمانان به امر ابن سبيل سبب شد كه بعضى ، بناها و خانهها براى آنان وقف كنند و پرداختكنندگان زكات بخشى از آن را به اين گروه اختصاص مىدهند . شافعى از جعفر بن محمد روايت مىكند كه پدرش از سقاخانههايى كه بعضى ميان مكه و مدينه ساخته بودند ، آب مىخورده است . « 1 »
خلفا نيز ابن سبيل را از نظر دور نداشتند . عمر در مدينه جايى ترتيب داده بود به نام « دار الرقيق » يا « دار الدقيق » كه در آنجا به در راه ماندگان يا مهمانانى كه بر عمر وارد مىشدند ، آرد و سويق و خرما و روغن و هر چيز ديگرى كه نياز داشتند ، مىدادند . همچنين در جادهء ميان مكه و مدينه كسانى بودهاند كه مسافران را يارى مىدادهاند و گاه آنها را از سر آبى بر سر آب ديگر مىبردهاند . « 2 » واقدى از كثير بن عبد الله مزنى و او از جدش روايت مىكند كه او در سال 17 هجرى و براى عمره با عمر به مكه رفته است . در راه نگهبانان آبها ، از او خواستند كه بين مكه و مدينه مكانهايى براى آسودن مردم بسازد و پيش از اين در آن راه بنايى نبود . عمر اجازه داد و با آنها شرط نمود كه بايد ابن سبيل از ديگران سزاوارتر به سايه و آب باشد . « 3 »
از اين عبارت برمىآيد كه عمران و آبادى و ساختن بناها ميان مكه و مدينه رو به شكوفايى و ازدياد نهاده بود ؛ زيرا مدينه اهميت ديگرى يافته بود و بدويانى كه در آن منطقه
هامش
( 1 ) - الامّ ، ج 3 ، ص 279 .
( 2 ) - ابن سعد ، ج 3 ، ص 203 .
( 3 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 53 و طبرى ج 1 ، ص 2529 .