بود بربست و بر آن پيروز شد . « 1 »
مسألهء امنيت كاروانها يكى از مشكلاتى بود كه اهل مكه با آن دست به گريبان بودند .
آنها توانستند مشكل خود را از طريق سياسى حل كنند ؛ بدينگونه يك سلسله معاهدات با قبايلى كه بر سر راه كاروانهاى بازرگانىشان بود بستند . تا امنيت كاروانها را تضمين كنند و خود نيز تجاوز نكنند . اين معاهدات را « ايلاف » مىگفتند كه قرآن كريم در سورهء مخصوصى از آن ياد كرده است .
شايد يكى ديگر از طرق سياسى اين بوده كه ميان برخى خاندانهاى متنفذ قريش و آن قبايل روابط سببى برقرار مىشده و جز اين ما از چگونگى تضمين امنيت راههاى ارتباطى آگاهى نداريم .
دگرگونيهاى وضع راهها بعد از اسلام
چون دين اسلام بر حجاز و جزيرة العرب سيطره يافت ، ثبات و امنيت بر همه جا سايه افكند و غزوات پايان گرفت ولى نياز به راههاى ارتباطى ، وارد مرحلهء تازهاى گرديد ، به چند جهت :
1 - حركت لشكرها : حجاز پايگاه دولت اسلامى بود ، لشكرهايى كه براى فتح ديگر جايها در حركت مىآمدند ، از آنجا بسيج مىشدند و اين قاعده حتى بعد از تأسيس شهرهاى اسلامى باز هم ادامه داشت . جنگجويان پس از فتح بلاد و پيروزى بر خصم ، به شهرهاى خود باز مىگشتند و در ثغور نمىماندند . افزون بر اين ، نابسامانيها و شورشهايى كه در عصر اموى و عباسى در حجاز به وقوع پيوست ، چون شورش مدينه و شورش عبد الله بن زبير و شورش محمد نفس زكيّه ، ايجاب مىكرد كه قواى نظامى براى سركوب آنها گسيل گردد . همچنين برخى شورشگران ؛ چون خوارج ، فتنهها برانگيختند . اينها سبب مىشد كه به وضع راهها توجه خاص شود تا در موقع مناسب بتوان به جا به جا كردن لشكرها پرداخت .
2 - نيازهاى ادارى : پديد آمدن دولت اسلامى نياز به نظام مالى خاص داشت ، مخصوصا براى صرف مال در حجاز ؛ از جمله جمعآورى صدقات بود از بدويان كه در مناطق
هامش
( 1 ) - التنبيه و الاشراف ، ص 210 .