2 - راه ساحل : چون ابو سفيان از آمدن پيامبر - ص - به بدر آگاهى يافت راه كاروان را تغيير داد و به طرف ساحل برد . اين راه را راه معرقه مىگفتند . كاروان قريش از همين راه به شام مىرفت . قريشيان از آن راه مىرفتند تا جنگ بدر پيش آمد . در حديث است كه عمر به سلمان گفت : چون به راه افتى از كدام راه مىروى از معرقه يا مدينه ؟ راه معرقه راه ميان بر عربها ميان شام و مكه بود . از ميان كوههاى رضوى و عزور مىگذشت و ما نمىدانيم كه اين راه در آخر به كجا مىپيوست . ولى مىدانيم كه راه بازرگانان به شام از تجبار مىگذشت و آن جايى است ميان حورهء سفلى و منخوس .
رسول خدا - ص - طلحة بن عبيد الله و سعيد بن زيد را فرستاد كه مترصد رسيدن كاروان قريش شوند و ابو سفيان در آن كاروان بود . شايد كه اين راه از عيص گذشته و عيص در ساحل درياست . پيامبر - ص - در اولين سريّه حمزه را فرستاد تا مترصد كاروان قريش باشد . « 1 »
و عيص از ناحيهء ذو المروه بر ساحل دريا است ، راهى كه قريش از آن راه به شام مىرفتند . در طريق حوراء بود .
راه شمال
راهى كه ميان مصر و فلسطين و مكه بود در قرن چهارم هجرى به ايله مىرفت ، سپس به مدين و از آنجا دو شعبه مىشد ، يكى به مدينه مىرفت ، و از بدا و شغب دو قريه در باديه مىگذشت - بنى مروان آن دو قريه را به زهرى دادند و قبر زهرى در آنجاست - و از آن دو قريه به مدينه مىرسيد . شعبهء ديگر بر ساحل دريا مىگذشت تا به جحفه مىآمد ، در آنجا راه مردم عراق و فلسطين و مصر يكى مىشد . « 2 »
ياقوت گويد كه جحفه ميقات مردم مصر و شام است اگر بر مدينه نگذرند ، و اگر بگذرند ميقاتشان ذو الحليفه است . « 3 »
معلوم مىشود كه اين راه در زمان پيامبر - ص - هم بوده است . رسول خدا - ص -
هامش
( 1 ) - ابن سعد ، ج 3 ، ص 4 و طبرى ج 3 ، ص 369 .
( 2 ) - ابن حوقل ، ج 1 ، ص 40 و ياقوت ، ج 4 ، ص 468 .
( 3 ) - ياقوت ، ج 2 ، ص 35 .