اما در باب مكه ، ازرقى كه از قديمىترين نويسندگان تاريخ مكه است ، معلومات و آگاهىهاى مفصلى از سيلهاى مكه در عصر جاهليت به ما داده است . و نيز فصلى جامع دارد از سيلهاى مكه در عهد اسلامى تا زمان مؤلف . ناشر كتاب نيز فصلى در افزوده و از سيلهايى كه مكه را بعد از زمان ازرقى تهديد كرده سخن گفته است . ازرقى از اقداماتى كه خلفا براى حفظ مكه از آسيب سيلها به كار بردهاند ، مطالبى در كتاب خود آورده است .
سيلها و سيلبندها ( سدها )
ازرقى گويد : در سال 17 ه . ق . سيل عظيمى به مكه روى نهاد و مسجد الحرام و بناهاى اطراف آن را در خود غرق ساخت . عمر بن خطاب در آن سال سيلبندى كه به نام « ردم عمر » معروف شده برآورد . اين سيلبند از نزد خانهء جحش بن رئاب - كه آن را خانهء ابان بن عثمان گويند - تا خانهء عثمان بود . ازرقى گويد : عمر فرمان داد آن را با صخرههاى عظيم كه بر هم نهادند ، بسازند . از نياى خود شنيدم كه مىگفت : از آن زمان كه عمر آن سيلبند را ساخت ، مكه دستخوش سيل نشد ، حال آن كه از آن پس سيلهاى گران مىآمد .
در سال 80 ه . ق . در موقع حج ، سيلى عظيم آمد . روز ترويه بود . مردم و متاعشان را با خود برد و بر گرد كعبه حلقه زد . اين سيل به ناگهان آشكار شد و خانه و راهها را ويران ساخت و جمع كثيرى در زير آوار ماندند . مردم در كوهها پناه گرفتند . عبد الملك به عامل خود در مكه نوشت و مالى فرستاد كه بر سر كوچهها سيلبند نهد تا خانههاى مردم از سيل در امان ماند و مردى نصرانى را بفرستاد تا سيلبند مسجد الحرام را بنا كند .
از جملهء اين سيلبندها ، سيلبند حزاميه است در خط حزاميه . و سيلبندى است كه آن را سيلبند بنى جمح گويند ولى از آن آنان نيست بلكه از آن بنى قراد از فهريان است ولى به ردم بنى جمح اشتهار دارد . عبد الملك عامل خود را فرمان داد تا سنگهاى بزرگ با گردونهها كشيدند و بر اطراف ربض نهادند و به نيروى مالى كه فرستاد سيلبند استوارى بنا نمود . برخى از ابزار آن هنوز هم باقى است ، از خانهء ابان بن عثمان ، كه سيلبند عمر است ، تا خانهء ابن الجدار آن سنگها كه در آن خانهها هست از بقاياى آن سيلبند است .
اما سيلبند سراى اويس ، كه در پايين مكه در نحر الوادى است ، در مورد آن اختلاف