چشمههاى حنين را نيز به آنجا راه نمود . « 1 »
رشدى ملحس در توضيح سخن ازرقى گويد : چشمهء حنين يا چشمهء زبيده از كوه بلندى به نام طار جارى بود ، در راه مكه به طائف . آب از طاربه بستان حنين مىآيد . زبيده آن بستان را خريد و آب را به وسيلهء قناتهايى به مكه روان ساخت ، چنان كه ازرقى اشارت كرده است .
زبيده چشمهء ديگرى از وادى نعمان بالاى عرفات جارى ساخت . اين چشمه از زير كوه كرا در انتهاى وادى نعمان مىجوشيد . و از آنجا به موضعى ميان دو كوه بلند در بالاى زمين عرفات مىآمد و به بركههايى كه در عرفات بود مىريخت . اين قول ترجيح دارد كه اين بركهها را عبد الله بن عامر بن كريز ساخته است . بركهها پر از آب مىشد و حجاج در روز عرفه از آن آب مىنوشيدند . سپس از آن بركهها قناتهايى ( كانالهايى ) ، تا جايى كه امروز معروف به قناطر است آوردند و از آنجا به مزدلفه و از آنجا به چاه بزرگى به نام چاه زبيده در پشت منا بردند . « 2 »
چاهها
مردم مكه در درجهء اول نيازهاى خود را به آب ، از چاهها برمىآوردند . بلاذرى گويد و نيز ازرقى ، كه اين چاهها پيش از اسلام و بعد از آن ، در مكه وجود داشتهاند . اما چاههاى پيش از اسلام ، نام بيست و هشت چاه در كتب آمده است كه شش تاى آنها بيرون حرم بوده است .
اينها به پيش از زمان فرمانروايى قصى بن كلاب باز مىگردند ولى باقى ، همه در داخل حرم حفر شدهاند و بيشتر در بطن مكه . بعضى از آنها منسوب به عشايراند و بعضى منسوب به افرادى سرشناس از عشاير مكه . اما چاههايى كه بعد از اسلام احداث شدهاند ؛ بلاذرى و ازرقى از هفت چاه نام بردهاند و ازرقى از نه چاه ديگر نام برده كه در اخبار نيامده است كه آنها را چه كسى حفر كرده يا خريده و شرط استفادهء از آنها چه بوده است . به نظر مىرسد كه استفاده از آنها همگانى و مجانى بوده است . آب آنها در مواقع عادى براى مردم مكه كفايت مىكرده ولى در موسم حج كفايت نمىكرده است .
ازرقى گويد : از زمانى كه عبد المطلّب چاه زمزم را كند ، معتمد مردم شد و مخصوصا
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 2 ، ص 187 .
( 2 ) - ازرقى ، ج 2 ، ص 265 .