شده و به جاى آن « حبس » آمده است .
قناتها
ديگر از وسائل آبيارى قنات است كه آن را فقر گويند و جايى را كه آب از قنات بيرون آيد فقير گويند . « 1 » ابن منظور گويد : فقير مظهر قنات است . در حجاز چند قنات هست كه اماكنى را آبيارى مىكنند . عرّام گويد از شراة به سايه روند و آن واديى است ميان دو مرتع ( حمى ) .
در آنجا چند روستا باشد در آنجا روستايى است به نام فارع كه نخلهاى بسيار دارد و از هر دست مردم . آبهايش در زير زمين جريان دارد ، از درون قناتها .
پايينتر از آن مهايع است . سپس خيف كه آن را خيف سلّام نيز گويند . خيف از آبگيرها در سمت چپ و راست دور است . آبش از قنات است و باديهاش اندك است . و در زبان عربى آبگير را مسك هم مىگويند .
پايينتر از آن خيف ذى القبر است . آبش از قنات است و چشمههايى كه از دو طرف وادى جريان دارد .
عرّام به هنگام سخن از جبال مكه گويد : سپس جبال عرفات كه جبال طايف به آن پيوسته است . در آنجا هم زهابها هست و هم قناتها و هم سردابها . از آن جمله است مشاش كه از عرفات بيرون مىآيد و به مكه مىرسد . « 2 »
عرّام در تعريف مسك گويد : مواضعى است كه آب در آنها جمع شود . مفردش مساك است . « 3 »
ابن منظور گويد : عربها مكانهايى را كه آب باران در آن گرد مىآيد مساك و مساكه و مساكات خوانند .
ابو زيد گويد مسيكه جايى است كه آب در آن جمع شود و به سبب سختى زمينش آب در آن فرو نرود . « 4 »
از اين گونه مسيكهها يا آبگيرها در چند جاى حجاز توان يافت . عرّام در تعريف كوه
هامش
( 1 ) - عرام ، ص 413 .
( 2 ) - عرام ، ص 419 .
( 3 ) - عرام ، ص 397 .
( 4 ) - ابن منظور ، ج 12 ، ص 279 .