است . بعضى گويند : از كارهاى عبد الملك است و بعضى گويند : نه ، كار معاوية بن ابى سفيان است و اين در نزد ما به صواب نزديكتر است . « 1 »
بلاذرى از سيلبند عمر بن خطاب و عبد الملك بن مروان ياد كرده و گفته است كه سيل به مكه درآمد و از سمت بالاى شهر وارد مسجد شد . عمر دو سيلبند بساخت . يكى سيلبند بالا ، بين خانهء عبد الله بن حارث و خانهء ابان بن عثمان بن عفّان و ديگرى سيلبند پايين در نزد حمارين و آن همان است كه به سيلبند ابو اسيد معروف شده . ملاحظه شد كه بلاذرى بناى هر دو سيلبند را به عمر نسبت مىدهد و ازرقى يكى را . « 2 »
اما سيلبند عبد الملك ، بلاذرى از حدوث سيل عظيمى در سال 80 ه . ق . ياد مىكند .
به دنبال آن عبد الملك به عامل خود در مكه نوشت كه جلو كوچههايى را كه از آنجا سيل به خانهء مردم مىرود و نيز جلو مسجد را سد كند . او نيز چنين كرد . عبد الملك مردى نصرانى براى انجام دادن اين كار فرستاد . او سنگها و مصالح ديگر آورد ، سيلبندى را كه به سيلبند بنى قراد يا بنى جمح معروف است بنا كرد و نيز سيلبندى در پايين شهر مكه ساخت . « 3 »
ازرقى گويد كه در زمان مأمون سيل عظيمى آمد و مردم بسيارى را با خود ببرد و خانههاى بسيارى را ويران نمود . اين خانهها بيشتر مشرف بر وادى بودند . او براى رفع خطر و ساختن سيلبند ، مال عظيمى فرستاد تا سيلبند مسجد الحرام را بساخت و در وادى مكه راه سيل را بگشود . تا سال 237 كه مادر متوكل على الله دوازده هزار دينار براى كندن و توسعهء وادى مكه فرستاد . ولى در كتابها از ماهيت كارى كه در زمان مأمون و متوكل در باب باز كردن و كندن وادى مكه صورت گرفت ، به تفصيل نيامده است .
چشمهها
يكى از مشهورترين آبشخورهاى مكه چشمهء زبيده است . ازرقى گويد كه آن در اصل چشمههايى بود بيرون حرم و در خارج مكه ، از آن جمله چشمهء مشاش بود . زبيده براى آن بركهاى حفر كرد كه سيلابهايى كه به مكه جارى مىشدند در آن بركه جمع مىشدند . سپس
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 2 ، ص 135 و 136 .
( 2 ) - فتوح البلدان ، ص 52 ، از كلبى .
( 3 ) - فتوح البلدان ، ص 53 .