تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
عبيد اللّه را بر بصره و برادرش « عبد اللّه بن زياد » را بر خراسان حكومت داد و عبد اللّه چهار ماه بر سر كار بود تا معاويه از ناتوانى و زبونى وى خبر يافت و او را عزل كرد . معاويه پس از عبد اللّه بن زياد ، « عبد الرحمن بن زياد » را والى خراسان ساخت اما او را نپسنديد و از كار بر كنار كرد ، آنگاه معاويه ، « سعيد بن عثمان » را والى گردانيد و سعيد بن عثمان امتناع ورزيده و با وى بدرشتى سخن گفته بود ، پس رهسپار خراسان گرديد و بر سمرقند حمله بر دو گفته مىشود كه وى اول كسى است كه تا ما وراء النهر پيش رفت و بر طخارستان و بخارا و سمرقند حمله برد و رئيس خراج خراسان اسلم بن زرعه كلابى بود ، پس سعيد بن عثمان از وى خواستار مال شد ، اما اسلم چيزى به او نداد و مال را نزد عبيد اللّه بن زياد كه امير بصره بود مىفرستاد ، سپس اسلم بن زرعه از خراسان گريخت و قضيهء خويش را و اينكه سعيد بن عثمان خواستار گرفتن مال بوده است به معاويه گزارش داد ، پس معاويه ، سعيد بن عثمان را بر كنار كرد و « اسلم بن زرعه » را والى گردانيد ، اسلم رهسپار خراسان شد تا به « مروشاهجان » آمد و سعيد بن عثمان آنجا بود و اسلم جماعتى انبوه همراه داشت ، پس بعضى اصحاب وى نيزه‌اى به سراپردهء سعيد بن عثمان فرو برد و كنيزى از وى را كشت ، سعيد بن عثمان واقعه را به معاويه نوشت و معاويه هم به سعيد و اسلم نوشت كه هر دوتان باهم نزد من آئيد و قثم بن عباس بن عبد المطلب كه نزد سعيد بن عثمان رفته بود ، در مرو بدورد زندگى گفت « 1 » و مالك بن ريب شاعر همراه سعيد بن عثمان بود و يزيد بن ربيعة بن مفرّغ حميرى نيز همراه وى بود ، پس سعيد بن عثمان از خراسان بازگشت و عبيد اللّه بن زياد برادر خويش « عباد بن زياد » را والى خراسان گردانيد ، پس عباد به خراسان رفت و يزيد بن مفرغ را به مصاحبت برگزيد و ابن مفرغ هم سعيد را رها كرد و مصاحبت عباد را پيش گرفت ، اما معاشرت وى را نپسنديد و همينجا است كه عباد و خاندان زياد را هجو
هامش
( 1 ) قثم بن عباس همراه سعيد بن عثمان بن خراسان رفت و در سمرقند بشهادت رسيد ( ر . ك . الاستيعاب و اسد الغابه ) و خود يعقوبى هم در تاريخ تصريح دارد كه وفات قثم در سمرقند بوده است ( ر . ك . ترجمهء تاريخ ج 2 ص 172 )