تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
ابن عبد شمس » بود ، عثمان بن عفان در سال سى به عبد اللّه كه آن روز والى بصره بود و هم به سعيد بن عاص بن امية بن عبد شمس عامل خود در كوفه نوشت و آن دو را دستور داد تا بسوى خراسان پيش روند و بهر يك از آن دو گفت كه اگر پيش از ديگرى به خراسان رسد او امير خراسان خواهد بود ، و نامه‌اى هم از پادشاه طوس به عبد اللّه بن عامر رسيده و او را گفته بود كه من تو را جلوتر به خراسان مىرسانم بدان شرط كه مرا حكومت نيشابور دهى ، پس وى را پيش رسانيد و عبد اللّه به او نوشته‌اى داد كه تا امروز نزد فرزندان وى است ، پس عبد اللّه بن عامر چندين ناحيه از خراسان را در سال سى و يك فتح كرد و بريزك وى عبد اللّه بن خازم سلمى فرماندهى داشت و احنف بن قيس تميمى نيز همراه وى بود ، سپس عبد اللّه بن عامر بازگشت و « قيس بن هيثم بن اسماء بن صلت سلمى » را والى خراسان قرار داد و احنف بن قيس را نيز همراه وى گذاشت ، سپس عبد اللّه « حاتم بن نعمان باهلى » را والى كرد و او در خراسان اقامت گزيد و فتح و جهاد مىكرد تا عثمان در سال سى و پنج كشته شد . امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام « جعدة بن هبيرة بن عمرو بن عائذ مخزومى » را والى خراسان قرار داد و هنگامى كه على بن ابي طالب عليه السلام در بصره بود ، « ماهويه » مرزبان مرو نزد وى آمده بود ، پس على با وى از در صلح در آمد و نوشته‌اى بوى داد كه تا امروز در مرو موجود است . چون على عليه السلام كشته شد ، معاويه ، « عبد اللّه بن عامر » را واليگرى خراسان داد و ابن عامر هم « عبد اللّه بن خازم سلمى » و « عبد الرحمن بن سمره » را به خراسان فرستاد ، پس هر دو رهسپار شدند و بر سر بلخ فرود آمدند تا آن را گشودند ، سپس عبد الرحمن بن سمره بازگشت و خراسان را به « عبد اللّه بن خازم سلمى » سپرد سپس معاويه ، زياد بن ابى سفيان را والى بصره و خراسان و سيستان قرار داد و زياد ، « حكم بن عمرو غفارى » صحابى رسول خدا را بامارت خراسان فرستاد و او در سال چهل و چهار رهسپار خراسان گرديد و مردى نيك رفتار و خوش رويه بود و چون