سرش را براى عبد الملك فرستادند .
چون كارها براى عبد الملك بن مروان روبراه گشت ، « امية بن عبد اللّه بن خالد ابن اسيد بن ابى العيص بن امية بن عبد شمس » را والى خراسان گردانيد ، پس اميه از نهر جيحون گذشت و رهسپار بخارا شد ، سپس بكير بن وشّاح با وى مخالفت ورزيد و او هم بازگشت و پيوسته اميه بر خراسان حكومت داشت تا آنكه حجاج والى عراق شد ، پس چون حجاج والى عراق گرديد ، گزارش پريشانى و نابسامانى امير خراسان را به عبد الملك نوشت ، پس امر خراسان را بوى باز داد و او هم « مهلب بن ابى صفره » را والى خراسان و عبيد اللّه بن ابى بكره را والى سيستان گردانيد و چون مهلب به خراسان آمد ، مدتى اقامت گزيد و سپس رهسپار طخارستان و آنگاه « كش » شهر صغد گرديد ، سپس مهلب رنجور گشت و در حالى كه از خورهاى كه در پايش افتاده بود ، عليل بود ، به « مرورود » باز آمد ، سپس مهلب در خراسان مرد و پسر خويش « يزيد بن مهلب » را جانشين گذاشت و او هم مدتى بر سر كار ماند ، تا آنكه حجاج ، يزيد بن مهلب را بر كنار كرد و « مفضل بن مهلب » را والى خراسان گردانيد و او پيوسته در خراسان بر سر كار بود تا موقعى كه حجاج بر يزيد بن مهلب تاخت و او را زندانى كرد و چون حجاج بريزيد بن مهلب تاخت فرمان حكومت خراسان را براى « قتيبة بن مسلم باهلى » عامل خود در رى نوشت و او را فرمود تا مفضل و ديگر بستگان مهلب را دستگير كند و آنان را در قيد و بند نزد وى فرستد ، پس چنان كرد و قتيبة بن مسلم خود به خراسان آمد و خاندان مهلب را نزد حجاج فرستاد و آنگاه رهسپار بخارا شد و آن را فتح كرد و سپس به طالقان رفت و با « باذام » كه آنجا نافرمان شده بود ، جنگيد تا بر او ظفر يافت و او را كشت .
هنگامى كه وليد بن عبد الملك بخلافت رسيد ، قتيبة در خراسان بر سر كار بود كارش چنان بالا گرفته و بر آن بلاد چيره گشته بود كه « نيزك طرخان » را كشت و رهسپار خوارزم گشت ، سپس رهسپار سمرقند شد و آن را فتح كرد و با « غوزك » اخشيد
البلدان ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: اليعقوبي
ص٧٦