تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
سمرقند صلح نمود . آنگاه سليمان بن عبد الملك روى كار آمد و حجاج هم چند ماه پيش از آن مرده بود ، پس يزيد بن مهلب را والى عراق گردانيد و او را فرمود تا آهنگ دست - نشانده‌هاى حجاج كند و چون قتيبة بن مسلم خبر يافت بفكر خلع سليمان افتاد ، پس وكيع بن ابى سود تميمى بر او تاخت و او را كشت و شك نداشت كه سليمان او را والى خراسان مىگرداند ، پس يزيد بن مهلب خود رهسپار خراسان شد و در جستجوى ياران قتيبه برآمد و وكيع بن ابى سود را بزندان افكند و هر ناخوشى را بوى رسانيد و نواحى خراسان با يزيد بن مهلب مخالفت ورزيدند ، پس برادران و فرزندان خويش را در نواحى خراسان پراكنده ساخت و كارهاى آن نواحى را به آنان واگذاشت . آنگاه عمر بن عبد العزيز بخلافت رسيد و چون يزيد از سر كار آمدن وى خبر يافت ، از خراسان بيرون رفت و پسر خويش مخلد را در آنجا جانشين گذاشت و همهء اموال خويش را با خويش حمل كرد ، پس قومى وى را نصيحت كردند كه چنان نكند ، اما او نپذيرفت و هنگامى به بصره رسيد كه عمر بن عبد العزيز او را عزل كرده و عدىّ بن ارطاة فزارى را بر سر كار آورده بود . پس عدى او را مجبور كرد تا نزد عمر رود و چون رفت عمر او را بزندان انداخت ، آنگاه عمر بن عبد العزيز « جراح بن عبد اللّه حكمى » را والى خراسان گردانيد و او را فرمود تا مخلد بن يزيد بن مهلب را بگيرد و او را در بند كند ، پس چنان كرد « 1 » و فرستادگان « تبت » نزد وى آمدند و از او خواستند كسى را نزد ايشان فرستد كه بدين اسلام شناساشان كند « 2 » ، سپس عمر بن عبد العزيز ، جراح بن عبد اللّه را از كار بر كنار ساخت و « عبد الرحمن بن نعيم غامدى » را بر سر كار آورد و به او نوشت كه زنان و فرزندان
هامش
( 1 ) ر . ك . ترجمهء تاريخ ، ج 2 . ( 2 ) و او هم سليط بن عبد اللّه حنفى را نزد ايشان فرستاد ( ر . ك . ترجمهء تاريخ ، ج 2 ) .
البلدان ( فارسى ) — صفحة 77 | اليعقوبي / عبد المحمد آيتى