تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
كرده است ، سپس « عبد الرحمن بن زياد » والى خراسان شد ، پس از خراسان بازگشت و « قيس بن هيثم سلمى » را بجاى خويش نهاد . سپس يزيد بن معاويه ، « سلم بن زياد » را والى خراسان گردانيد و ميان او و برادرش عبيد اللّه بن زياد عناد شديدى بود ، پس مهلب بن ابى صفره و عبد اللّه بن خازم و طلحة بن عبد اللّه بن خلف خزاعى ، كه « طلحة الطلحات » همو است ، و عمر بن عبيد اللّه بن معمر تيمى و عبّاد بن حصين حبطى « 1 » و عمران بن فصيل برجمى و جز اينان از اشراف مردم از اهل بصره ، همراه وى رهسپار شدند و عبيد اللّه بن زياد خانه‌هاى همهء كسانى را كه همراه برادرش بيرون رفته بودند ويران ساخت ، پس يزيد بن معاويه بوى نوشت كه آنها را از مال خويش با گچ و آجر و چوب ساج بنا كند و آنها را از نو ساخت ، سلم بر سر خوارزم لشكر كشيد و شهر « كنداكين » « 2 » و بخارا را فتح كرد . يزيد بن معاويه مرد و فتنهء ابن زبير پيش آمد ، پس سلم بازگشت و « عرفجة ابن ورد سعدى » را جانشين گذاشت و « عبد اللّه بن خازم سلمى » به پيروى از سلم همراه وى رهسپار شد ، اما عبد اللّه او را باز گردانيد و فرمان حكومت وى را بر خراسان نوشت ، پس چون بازگشت ، عرفجه از تسليم حكومت بوى امتناع ورزيد و با تيراندازى بجنگ پرداختند و تيرى به « عرفجه » اصابت كرد و درگذشت ، و عبد اللّه بن خازم در خراسان دست در كار لشكر كشى و فتوحات زير فرمان ابن زبير بر سر كار بود تا آنكه عبد الملك بن مروان ، مصعب بن زبير را كشت و سرش را نزد عبد اللّه بن خازم فرستاد و بوى نوشت تا بفرمان بازآيد ، پس عبد اللّه سر مصعب را گرفت و آن را غسل داد و حنوط كرد و كفن نمود و به خاك سپرد و عبد الملك را پاسخى درشت داد و آنچه را عبد الملك براى وى قرار داده بود ، نپذيرفت ، پس مردم خراسان بر او تاختند و او را كشتند ، وكيع بن دورقيه او را كشت و براى عبد الملك بن مروان بيعت كرد و آنگاه
هامش
( 1 ) حبط ككتف و يحرك : لقب حارث بن مالك بن عمرو و اولاد او را « حبطات » گويند حبطى منسوب است به آن ( منتهى الارب ) . ( 2 ) كندكين بفتح و سكون و فتح دال : يكى از قراى صغد در نيم فرسخى دبوسيه .
البلدان ( فارسى ) — صفحة 75 | اليعقوبي / عبد المحمد آيتى