رود و در روستاهاى همدان پيش رود ، و از شهر همدان تا شهر قم پنج منزل راه است ، و شهر بزرگ قم ، به آن « منيجان » گفته مىشود و شهرى است جليل القدر كه گويند در آن هزار گذر است و درون شهر دژى است كهن براى عجم ، و در كنار آن شهرى است كه به آن « كمندان » گفته مىشود ، و آن را رودخانهاى است كه در ميان دو شهر آب در آن جارى است و روى آن پلهايى است كه با سنگ بسته شده و روى آنها از شهر « منيجان » به شهر « كمندان » عبور مىكنند ، و اهالى آن كه بر آن چيرهاند ، قومى هستند از « مذحج » و سپس از « اشعريان » و در آن مردمى از عجمهاى كهن سكونت دارند ، و قومى هم از موالى كه خود مىگويند كه آنان موالى عبد اللّه بن عباس بن عبد المطلباند ؛ و اين شهر را دو نهر است ، يكى از آن دو در بالاى شهر و معروف است به « رأس المور » و ديگرى در پائين شهر و معروف به « فوروز » و اين دو نهر از چشمههايى است كه در كاريزهاى حفر شدهاى جارى مىشود ، و اين شهر در مرغزار با وسعتى است باندازهء ده فرسخ ، و سپس بكوههاى آن مىرسد ، كه از آنها است كوهى معروف به « روستاى سرداب » و كوهى معروف به « ملّاحه » ، و آن را دوازده روستا است : « روستاى ستاره » و « روستاى كرزمان » و « روستاى فراهان » و « روستاى وره » و « روستاى طيرس » و « روستاى كوردر » و « روستاى وردراه » و « روستاى سرداب » و « روستاى براوستان » و « روستاى براحه » و « روستاى قارص » و « روستاى هندجان » ؛ و بيشتر آب آشاميدنى اهل شهر در تابستان از چاهها است ، و راهها از قم به رى و اصفهان و كرج و همدان از هم جدا مىشود و خراج آن چهار ميليون و پانصد هزار درهم است .
اصفهان
و از قم تا اصفهان شصت فرسخ است كه شش منزل باشد ، و براى اصفهان دو شهر است كه بيكى از آن دو « جىّ » « 1 » و به شهر ديگرى « يهوديه » گفته مىشود ،
هامش
( 1 ) جى ، بفتح اول و تشديد يا ، نام شهر قديم اصفهان است و اكنون مانند ويرانه جداست و نزد عجم هم اكنون « شهرستان » و نزد محدثان « مدينه » ناميده مىشود ، و شهر اصفهان پس از آن « يهوديه » ناميده مىشود ، و ميان آن وجى در حدود دو ميل است ، و ويرانه ميان آن دو است ، و قبر