تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
محل معروف به « سراها » و سپس به « كرخ » و « سر من رأى » اتصال يافت و تا محلى كه پسرش ابو عبد اللّه معتز منزل داشت امتداد پيدا كرد چنان كه ميان چيزى از اين جاها فضايى و شكافى و محلى كه عمارتى در آن نباشد ، وجود نداشت و طول اين مسافت هفت فرسخ بود و ساختمان در مدت يك سال بالا رفت و بازارها در محلى جداگانه قرار داده شد و در هر ميدان چهار گوش و ناحيه‌اى بازارى قرار داد و مسجد جامع را ساخت و متوكل در روز اول محرم سال دويست و چهل و هفت به كاخهاى اين شهر منتقل شد و چون جلوس كرد بمردم جايزه‌هاى سنگين داد و آنان را نواخت و همهء فرماندهان و منشيان و هر كه را كارى انجام داده است صله بخشيد و شادمانى وى بكمال رسيد و گفت : اكنون دانستم كه من پادشاهم ، چه براى خود شهرى ساختم كه در آن ساكن شدم ؛ و ديوانها ، ديوان خراج « 1 » و ديوان زمام « 2 » و ديوان سپاهيان و شاكريه « 3 » و ديوان چاكران و غلامان و ديوان بريد « 4 » و همهء ديوانها بدانجا منتقل گشت ، جز اينكه كار نهر بانجام نرسيد و آب در آن جريان پيدا نكرد ، مگر جريان ضعيفى كه پيوستگى و دوامى نداشت ، با اينكه در حدود يك ميليون دينار هزينهء آن شده بود و جهت آن بود كه كار حفرش بس دشوار بود و بسنگها و سختيهايى مىرسيدند كه كلنگها در آن كارگر نمىشد . متوكل نه ماه و سه روز در كاخهاى « جعفريّهء » خويش اقامت نمود و در سه شب گذشته از شوال سال دويست و چهل و هفت در قصر « جعفرى » خود ، بد فال‌ترين قصرها ، كشته شد ، و محمد منتصر پسر متوكل بخلافت رسيد و به « سر من رأى » منتقل گشت و مردم را عموما دستور داد كه از « ماحوزه » منتقل شوند و منازل را ويران سازند ، و مصالح شكسته را به « سر من رأى » حمل كنند ، پس مردم منتقل شدند و
هامش
( 1 ) مخصوص درآمدهاى مربوط به جزيه و ماليات زمين و محصول . ( 2 ) مخصوص محاسبات لشكرى . ( 3 ) مخصوص ثبت اسامى لشكريان و درجات آنان و مزدوران يعنى چاكران كه « شاكريه » معرب آن است . ( 4 ) تقريبا ادارهء جاسوسى و خبرنگارى و كار آگاهى و به تعبير ديگر : ادارهء كل بازرسى خليفه ، يا ادارهء كارآگاهى وزارت جنگ ، نه تنها ادارهء پست كه امروز مفهوم از « بريد » است .
البلدان ( فارسى ) — صفحة 40 | اليعقوبي / عبد المحمد آيتى