تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
مصالح شكستهء منازل را به « سر من رأى » حمل كردند ، و قصرهاى جعفرى و منازل و مساكن و بازارهاى آن در سريعتر مدتى ويران گشت و محل چنان ويرانه گشت كه همدمى و ساكنى در آن وجود نداشت و سرزمين‌هاى معمور چنان بىآب و گياه شد كه گويى معمور نبوده و كسى در آن سكونت نكرده است . منتصر در ماه ربيع الاخر سال دويست و چهل و هشت در « سر من رأى » درگذشت و مستعين احمد بن محمد بن معتصم بخلافت رسيد و دو سال و هشت ماه در « سر من رأى » اقامت داشت تا كارهاى وى به پريشانى و بىنظمى كشيد و در محرم سال دويست و پنجاه و يك به بغداد آمد و آنجا يك سال كامل در حال جنگ با اصحاب معتز اقامت نمود و معتز در « سر من رأى » بود و تركان و ديگر مالداران همراه وى بودند ، سپس مستعين خلع شد و معتز بخلافت رسيد و پس از خلع مستعين تا روزى كه كشته شد سه سال و هفت ماه در سامره اقامت داشت ، و بيعت با محمد مهتدى پسر واثق در رجب سال دويست و پنجاه و پنج بانجام رسيد ، پس در « سر من رأى » در « جوسق » و قصرهاى خلافت اقامت گزيد و سپس به طرف شرقى « سر من رأى » منتقل گشت و قصرى بزيبايى معروف بنا كرد و آن را « معشوق » ناميد و در آن منزل گزيد و اقامت داشت تا آنكه كارها به پريشانى كشيد ، پس به بغداد و سپس به مدائن منتقل گشت . و « سر من رأى » را از روزى كه بنا شده و مسكون گرديده است ، تا وقتى كه اين كتاب خود را نوشتيم ، پنجاه و پنج سال است كه هشت نفر از خلفا در آن حكومت كرده‌اند ، و از جمله پنج نفر يعنى معتصم و واثق و منتصر و معتز و مهتدى ، در آن مرده‌اند و يا كشته شده‌اند ، و در حريم آن و پيوسته و نزديك به آن هم دو نفر يعنى متوكل و مستعين بقتل رسيده‌اند ؛ و نام آن در كتابهاى پيشين « زوراء - بنى عباس » است و گواه صدقش اين است كه قبله‌هاى مساجد آن همگى منحرف است و « ازورار » و انحرافى دارد و در ميان آنها قبله‌اى نيست كه راست باشد ، جز