تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
نشيمنهايى در سكويى شرقى و سكويى غربى قرار داد و بدان منتقل گشت و قطعه زمينهاى اهدايى بسيار گشت و مردمى را نزديك ساخت و خانه‌هاى مردمى را دور داشت ، اما از نظر مصلحت نه از لحاظ طرد كردن ، پس سراى افشين را كه در « مطيره » بود به « وصيف » بخشيد و وصيف از سراى قديمى خود به سراى افشين منتقل گشت و پيوسته آنجا سكونت داشت و كسان و مردانش در پيرامون وى جاى داشتند و بازارها را افزود و لنگرگاههايى كه كشتيها از بغداد و واسط و بصره و موصل به آنها وارد مىشد بزرگ شد و مردم تجديد ساختمان كردند و آن را محكم و استوار ساختند ، چه دانستند كه ديگر آنجا شهرى آباد شده است و پيش از آن ، « عسكر » ش مىناميدند ، سپس واثق در سال دويست و سى و دو درگذشت و جعفر متوكل پسر معتصم بخلافت رسيد و در قصر « هارونى » منزل كرد و آن را بر همه قصرهاى معتصم برگزيد و پسرش محمد منتصر را در قصر معتصم معروف به « جوسق » منزل داد ، و پسر ديگرش « ابراهيم مؤيد » را در « مطيره » و پسرش « معتزه » را در پشت « مطيره » رو بشرق در محلى كه آن را « بلكوارا » مىگفتند ، جاى داد . پس از « بلكوارا » تا آخر محل معروف به « سراها » باندازهء چهار فرسخ ساختمان پيوسته گشت و در خيابانهاى « حير » خيابان اسكر و خيابان جديد را افزود و مسجد جامع را در اول « حير » در محل پر وسعتى در بيرون منازل چنان كه چيزى از قطعه زمينها و بازارها به آن پيوسته نباشد ، بنا كرد و آن را استوار و با وسعت ساخت و بناى آن را مستحكم نمود و در آن فوارهء آبى قرار داد كه آب آن قطع نمىشود ، و راههاى ورودى آن را از سر رستهء وسيع بزرگ از همان خيابانى كه از وادى ابراهيم بن - رياح آغاز مىشود قرار داد ، و در هر رسته‌اى دكانهايى بود مشتمل بر اصناف داد و ستدها و صنعتها و خريد و فروشها ، و پهناى هر رسته‌اى صد ذراع بود به « ذراع سوداء » تا هرگاه بخواهد در جمعه‌ها با سپاهيان و جمعيتهاى سواره و پيادهء خود به مسجد آيد ، راه ورود به مسجد به روى تنگ نگردد ، و از هر رسته‌اى تا رستهء پس از آن گذرها و كوچه‌ها بود مشتمل بر قطعه زمينهاى جماعتى از عامهء مردم ، پس مردم از حيث منازل و خانه
البلدان ( فارسى ) — صفحة 38 | اليعقوبي / عبد المحمد آيتى