بخش اول كه بخش مشرق است
از بغداد تا جبل ( عراق عجم ) و آذربايجان و قزوين و زنجان و قم و اصفهان و رى و طبرستان و گرگان و سيستان و خراسان و آنچه به خراسان پيوسته است از تبت و تركستان .
استان جبل ( عراق عجم )
كسى كه بخواهد از بغداد به طرف مشرق بيرون رود ، از طرف شرقى آن از دجله رهسپار گردد ، سپس رو بمشرق تا محلى كه به آن « سه دروازه » گفته مىشود و از طرف مشرق آخر بغداد است پيش رود ، سپس تا پل « نهروان » راهش مستقيم است ، و « نهروان » سرزمين با شكوه كهنى است روى نهرى كه از نهرى كه از جبل ( عراق عجم ) مىآيد و به آن « تامرّا » « 1 » گفته مىشود سرچشمه مىگيرد و سپس بعد از آن ناحيهاى از نواحى سواد « 2 » را مشروب مىسازد و مركبهاى عظيم و كشتى هاى بزرگ در آن حركت مىكند ، پس هرگاه از پل نهروان بگذرد ، وى را چند رشته راه جبل پيش آيد . پس اگر بخواهد بر استانهاى « ماسبذان » « 3 » و « مهر - جانقذق » « 4 » و « صميره » « 5 » بگذرد ، هنگام عبور از پل نهروان به طرف دست راست رهسپار
هامش
( 1 ) بفتح ميم و تشديد راء و قصر : نهر بزرگى زير بغداد در طرف شرقى آن كه از كوههاى شهر زور و مجاور آن سرچشمه مىگيرد و ناحيهاى از نواحى بغداد بدان منسوب است ( مراصد الاطلاع ) .
( 2 ) سواد : روستائى از روستاهاى عراق و آب و زمينهاى آن است كه مسلمانان آن را در زمان عمر بن خطاب فتح كردند و آن را براى سبزى آن بوسيلهء درختان خرما و زراعت « سواد » گفتهاند ، و حد سواد بگفتهء ابو عبيده ، از « حديثة الموصل » است تا « عبادان » طولا ، و از « عذيب القادسيه » تا « حلوان » عرضا ، پس طولش 160 فرسخ است ، و طولش از طول عراق بيشتر است . . .
و عرض عراق همان عرض سواد است بىاختلاف و آن هشتاد فرسخ است ( مراصد الاطلاع )
( 3 ) بفتح سين و باء
( 4 ) از سه كلمهء « مهر » و « جان » و « قذق » بقاف مفتوحه و ذال مضمومه كه شايد نام مردى بوده است تركيب يافته ( مراصد الاطلاع )
( 5 ) بفتح صاد و ميم و راء : همان « كمره » است .